X
تبلیغات
كتابدوست - سیمون دوبوار
 
كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

“ پیر شدن عبارت از تعیین شدن و محدود شدن است.”

سیمون دوبووار این کتاب را زمانی که 63 ساله بود چاپ کرد. او پیش از آنکه به این سن یعنی به سالخوردگی برسد این کتاب را درباره سالخوردگی جسم نوشت و سعی کرد در این دو جلد کتاب آنچه سالخوردگان نیاز دارند، احساس می‌کنند و به عنوان مشکل با آن روبه‌رو هستند را تشریح کند. همچنین رفتاری که با سالخوردگان می‌شود را بررسی و به نوعی از آن انتقاد کرد.گفته می‌شود سیمون دوبووار در اواخر دهه 40 زندگی‌اش با نوشتن جنس دوم بحثی همگانی در باب ستمکاری اعمال شده بر زنان را آغاز کرد. کتاب او درباره سالخوردگی که 30 سال بعد منتشر شد با پرده برداشتن از ستمی که به سالخوردگان می‌شود هیاهوی دیگری برانگیخت.سالخوردگی را انتشارات توس منتشر کرده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 16:59  توسط محمود موحدان  | 
 داستان بلند «سوءتفاهم» نوشته سيمون دوبوار با ترجمه مهستي بحريني، از سوي انتشارات نيلوفر منتشر مي‌شود.
خبرگزاری فارس: داستاني از «سيمون دوبوار» با ترجمه «مهستي بحريني» منتشر مي‌شود

«مهستي بحريني» مترجم ادبيات فرانسه، در مورد انتشار این اثر بيان داشت: اين كتاب را پيش از اين يك مرتبه در سال 79 توسط ناشري كه چندان پخش خوبي نداشت منتشر كردم، اما اين كتاب به دليل عدم توزيع نامناسب عليرغم اهميتي كه داشت، به هيچ‌وجه آن‌گونه كه بايد خوانده نشد. پس از آن به پيشنهاد انتشارات نيلوفر تصميم گرفتم كه چاپ دوم اين كتاب را براي انتشار به اين نشر بسپارم كه اكنون براي كسب مجوز نشر به اداره كتاب وزارت ارشاد رفته است. اين اثر يك داستان بلند صد صفحه‌اي است كه من مقدمه‌اي نيز بر آن نوشته‌ام. اين اثر را نمي‌توان در زمره آثار اتوبيوگرافيك دوبوار به حساب آورد. اين اثر مدتي پس از مرگ اين نويسنده فرانسوي و در بين دست‌نوشته‌هايش كشف و منتشر شده است. بحريني گفت: اين اثر همان تم و درونمايه هميشگي آثار دوبوار را دارد و مانند آثار ديگر قلمي پخته و منسجم دارد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 16:41  توسط محمود موحدان  | 

 «به اقرار همه، زندگی او خلاف عرف بود. نوشته‌های او دو برابر زندگی‌اش خلاف عرف است؛ زیرا تحلیلی است لجوجانه از زندگی زنانه نامتعارف.»1
نزدیک به چهل سال سیمون دوبووار وانمود کرده که زن بودن هیچ تفاوتی در زندگی ایجاد نمی‌کند. او به مفهوم تمام، یک روشنفکر بود و نسبت به مسایل عصرش کاملاً متعهد. او با روشنفکر شدن، هویت بزرگسالی خود را بر الگوی تعارض و مخالفت عمدی قرار داده بود؛ یعنی نفی قید و بندهای فرهنگ بورژوازی، نفی خانواده، طبقه و خصوصاً سرنوشت زنانه.
سیمون دوبووار در نهم ژانویه 1908 در خانواده‌ای مرفه در پاریس به دنیا آمد. کودکی شاد و سعادت‌آمیزی را سپری کرد. پدرش به شغل وکالت اشتغال داشت و مردی بود با فرهنگ و مادرش، زنی دلسوز و مهربان. سیمون خواهری هم داشت که دلبستگی زیادی به او داشت.
به این ترتیب فضایی تنیده از آسودگی خیال، توأم با مهر و محبت، کودکی او را در بر گرفته بود و چون برادری نداشت از دختر بودن خود در شگفت نبود.
از پنج سالگی به یک مدرسه کاتولیکی رفت؛ مدرسه‌ای که به گفته خودش، هرگز او را اقناع نمی‌کرد. در دوره دبیرستان، همواره شاگرد ممتاز دبیرستان دزیر Desir بود. پسرعمویش که عشق دوره نوجوانی دوبووار بود، ذهن وی را به تمامی نسبت به غنای میراث فرهنگی‌اش بیدار کرد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 16:31  توسط محمود موحدان  | 

 زمان رازداری بر مبنای زندگی واقعی زوجی از آشنایان دوبوآر نوشته شده است. زوجی که در دوران خود تشنه‌ی مدرنیته و نوآوری بودند اما حالا در نقش پدر و مادر، قربانی افکار تحمیلی پیشینیان خود هستند و درک درستی از حرکت‌های جدید در جامعه و به ویژه جهان‌بینی جوانان ندارند.

زمان رازداری رمانی است آموزنده و بازنگری منصفانه‌ای است به معیارهای ارزشی، فرهنگی سال‌های شصت و هفتاد میلادی اروپا یعنی پس از جنگ جهانی دوم و احتمالا مقدمه‌ای است بر تجدید‌نظر‌ها در معیارها و ضد ارزش‌ها در خانواده‌ها. خانواده‌هایی که در جوانی و به نوبت خود بر این باور بودند که جهان حداکثر در هر دهه معیارهای سنجش جدیدی می‌طلبد، پس قاعدتا حالا می‌بایست برای نیازهای نسل بعدی یعنی فرزندان خود درک درستی داشته باشند، به عبارت دیگر عملکرد فرزندان اگر صحیح و منطقی باشد، حتی اگر در تناقض با نسل‌های پیشین، نگرانی ندارد. اینان اگر موجودات مفیدی در جامعه‌ی انسانی شدند، ضمانت موجهی است در جهت مشروعیت انتظارات آنان از اجتماع بزرگتر‌ها وگرنه با تضادهای مقطعی در نسل‌های گوناگون، نه برخورد شخصی و موضع‌گیری‌های حاد حاصلی دارد و نه کینه‌توزی‌ها در درازمدت. کوشش باید در جهت یافتن راه‌حل‌های عملی در زمان و مکان و با درنظر گرفتن داده‌های موجود باشد...

زمان رازداری، سیمون دوبوآر، ترجمه‌ی شهلا حمزاوی، چاپ اول، 89، قطره، 110 صفحه،3000 تومان.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 16:26  توسط محمود موحدان  | 

دوبووار با ارايه تعابير بسيار متفاوتي از عشق، اجبار، اختیار و مذهب، پرچم‌دار در هم شکستن قوانین اجتماعی به شمار مي‌آيد كه به نظر وي دست و پاگير مي‌آمدند.
گفت‌وگوهاي اين كتاب موضوع واحدي ندارند و حول و حوش موضوعات متنوعي دور مي‌زنند. جذابيت اين كتاب از آن جهت است كه فرد را مشتاق خواندن گفت‌وگوهاي دو نفره دو فيلسوف اگزيستانسياليست مي‌كند كه از قضا زندگي مشتركي را با يكديگر داشته‌اند.
غذا، ورزش، نيچه، موسيقي جديد و جاز، جايزه نوبل، كامو، آرون، جاكومتي، پيكاسو، جنگ جهاني و اسارتش توسط نازي‌ها، الجزيره و فلسطين، جسم، تن و آزادي انسان از جمله موضوعات اين كتاب‌اند.
به یقین گفت‌وگوهاي اين كتاب تنها براي آشنايي با انديشه سارتر نيست، بلكه مخاطب را با ديدگاه‌هاي دوبووار نيز درباره موضوعات مورد بحث آشنا مي‌كند.

كتاب«وداع با سارتر» با ترجمه حامد فولادوند  در 456 صفحه با بهاي 105000 ريال از سوي نشر جامي منتشر شده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 16:15  توسط محمود موحدان  | 

قوانین فرانسه، فرمانبری را دیگر در شمار تکلیف زوجه قرار نمی‌دهند و هر زن فرانسوی به صورت فردی صاحب رأی درآمده است. این آزادی‌ها اگر با استقلال اقتصادی همراه نباشد، به صورت انتزاعی باقی می‌ماند؛ زنی که دیگران از وی نگهداری می‌کنند تنها به دلیل در دست داشتن ورقه رأی نمی‌تواند از قید نرها رهایی یابد. زمانی که زن انگل نباشد می‌تواند نظامی را که متکی به وابستگی است در هم بریزد. زنی که تولیدکننده باشد تعالی خود را به چنگ می‌آورد. اما نباید گمان کرد با کنار هم گذاشتن حق رأی و حرفه،می توان زن را به رهایی کامل رساند. در دنیای سوسیالیست است که زن با دستیابی بر یکی، دیگری را برای خود تأمین می‌کند. باید توجه داشت که ساختار اجتماعی بر اثر تحول زن عمیقاً تغییر نکرده و زنان کارگر افرادی استثمار شده‌اند؛ و کارهای بیرون از خانه آنها را از بیگاری خانگی معاف نمی‌کند. طبیعی است که زنانی که محروم از اوقات فراغت و وارث سنت فرمانبری هستند، رفته‌رفته فقط به توسعه درک سیاسی و اجتماعی خود بپردازند. آن‌ها چون در ازای کار خود، به منافع معنوی و اجتماعی که حق دارند دست نمی‌یابند، طبیعی است که اجبارها را بدون شوق و شور بپذیرند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 16:1  توسط محمود موحدان  | 

وقتی کسی زندگی را این همه دوست دارد مرگ کار دشواری است .

این کتاب یک جور گزارش هست که سیمون از دوران احتضار مادرش نوشته . مادرش توی حمام لیز می خوره ظاهرا دچار شکستگی می شه و به بیمارستان می برنش و اونجا متوجه می شوند سرطان داره حدود 6 هفته این شرایط طول می کشه تا مادرش فوت کنه . دوبووار از احساسات مادرش ، خودش و خواهرش توی اون روزها نوشته و کتاب را هم به خواهرش تقدیم کرده .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 15:56  توسط محمود موحدان  | 

سیمون دوبووار (1908-1986) رُمان نویس و فیلسوف اگزستانسیالیست فرانسوی، یکی از بنیانگذاران فلسفه فمینیسم جدید به شمار می‌رود. شهرت او بیشتر بخاطر کتاب جنس دوم (1949) اوست. که در آن خواستار کنار نهادن اسطوره «جنس لطیف ابدی» می‌شود.  سیمون دوبووار که برجسته ترین زن فرانسوی، دوست و هم فکر ژان پل سارتر اگزستانسیالیست است؛ از جمله کسانی است که در موج دوم فمینیسم (فمینیسم رادیکال) در اروپا نقش مهم داشته است. کتاب جنس دوم او مهمترین کتاب در این زمینه، و نقش اساسی در ترویج اندیشه های فمینیستی داشته است. از اینرو، تقریبا پذیرفته شده است که مهمترین اثر فمینیستی، مخصوصاً مرحله دوم فمینیسم، انتشار کتاب «جنس دوم » از سیمون دوبووار است. دوبووار که ترکیبی از آموزه‌های اگزستانسیالیستی با مارکسیستی را همراه با اطلاعات و آگاهی های روانشناسانه را به خدمت گرفته بود، موفق شد به سال 1949 یکی از گسترده ترین مطالعات و مؤثرترین آثار فمینیستی را به وجود آورد..
سیمون دوبووار معتقد بود: «از نظر زیست شناسی جنس مؤنث جریان اصلی زندگی را تشکیل می‌دهد؛ جنس مذکر وجود فرعی دارد که اغلب نااستوار و گذرا و گاهی بی اهمیت است. پیگردی و تلاش‌های گوناگونِ جنس مذکر برای بدست آوردن غذا و مایحتاج زندگی، توانایی‌های بیشتری را در او توسعه داده و در انواع تکامل یافته تر، موجب برتری اقتصادی و ذهنی او شده است. ناتوانی جنس مؤنث به سبب عادت ماهانه، حاملگی، زایمان، بیماری‌های تناسلی و خانه نشینی، رشد او را از نظر تأمین خود، کُند، و حوزه علایق و درگیری های او را تنگ، و تکامل ذهن او را محدود کرده است.»
دوبووار که با رویکردی الحادی و سکولاریستی به موضوع زنان نگاه می‌کند، جامعه زنان را از تعلیمات اخلاقی بر حذر می‌دارد. به اعتقاد وی، تبلیغات اخلاقی، در باره تازگی و لطف ازدواج و لذت مادر شدن، اغراق کرده است. وی معتقد است:«زنِ شوهردار که همه روزه تحقیر می‌شود و شدیداً مورد بی اعتنایی قرار می‌گیرد، دیگر نمی‌تواند جاذبه جنسی خود را حفظ کند»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 15:44  توسط محمود موحدان  | 

فوسکا که اينک هفتصد ساله است، در روز 17 ماه مه 1279 در ايتاليا، در يکي از کاخ‌هاي شهر کارمونا در خانواده‌اي اشرافي به دنيا آمده است. او پس از رسيدن به مقام حاکمي شهر از تصور پير شدن و مرگ دچار هراس مي‌شود. هراس و نگراني او به اين دليل است که مي‌ترسد عمرش چندان دراز نباشد که بتواند شهرش را به راستي سربلند و باشکوه کند. در اين ميان، در بين محکومان به مرگ با پيرمردي يهودي آشنا مي‌شود که به وي اکسير عمر جاودان را مي‌دهد که جدّش از مصر آورده است. پيرمرد خود با وجود ترس فراوان از مرگ، جرأت نوشيدن اکسير را ندارد، چون چشم‌ انداز يک زندگي بي‌پايان به نظر او هولناک است؛ اما کنت فوسکا که آرزوهاي دور و درازي در سر دارد، براي رسيدن به آنها نيازمند عمر جاودانه و جواني است که نوشيدن اين اکسير به او کمک مي‌کند تا به اين دو هدف برسد. بنابراين بي‌هيچ دغدغه‌اي اکسير را مي‌نوشد. فوسکا براي اطمينان از گفته پيرمرد او را وامي‌دارد تا اکسير را بر روي موشي آزمايش کند. اين موش نيز همچون فوسکا ناميرا مي‌شود. از اين پس فوسکا زندگي پرماجرايي را آغاز مي‌کند. در اين مدّت براي گسترش شکوه و سربلندي شهر، جنگ‌هاي متعددي به راه مي‌اندازد، بناهاي نو احداث مي‌کند، چند بار ازدواج مي‌کند و به زنان دل مي‌سپرد. اما به تدريج او به چشم خود شاهد مرگ فرزندان، نوادگان و نتيجه‌هايش مي‌شود و به عزاي مرگ عزيزانش مي‌نشيند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 15:37  توسط محمود موحدان  | 

خانم سیمون دوبوار یک زن بی خدا بی مذهب و... است و بی عقد و بی نکاح و... با ژان پل سارتر زندگی می کند و معلوم است چه تیپ زنی است !

جمیله را در الجزایر شکنجه می دادند.(( ژیزل حلیمی)) آمد و او را دید. سپس دو نفری آمدند و برنامه گذاشتند که ((ژیزل)) خود را به عنوان وکیل جمیله معرفی کند. آن ها قبولش نکردند سیمون با شهرت خودش و سارتر - که نویسنده های معروف دنیا هستند - به قدری نظام و رژیم فرانسه را بمباران کرد که مجبور شدند وکالت نامه جمیله را به دستش دهند و او به شکنجه خانه رفت و با جمیله نشست و جمیله همه آن فاجعه هایی که بر سرش آورده بودند یکی یکی به او گفت. ((ژیزل)) به پاریس آمد و به سیمون دوبوار گفت و او - با آن قلمش که هر کلمه اش را دنیا یک میلیون دلار می خرد - به برج ایفل رفت و فاجعه را به گوش همه دنیا رساند که دوگل را با همه فخر و عظمت و مجبوبیتش به لجن کشاند.

گفت : (( آقای ژنرال اعتراف کن که در زیر حکومت تو انسان شکنجه می شود بنابراین تو وارث انقلاب فرانسه نیستی ، وارث قداره بندهای دوره رژیم سابق هستی ! ))

یقه اش را گرفت به قدری که آخر از او اعتراف گرفت و او گفت : (( امکان دارد چنین چیزی باشد! ))


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 15:34  توسط محمود موحدان  | 

دوبوار در "جنس دوم" می‌پرسد که زن کیست یا چیست و چرا به‌عنوانِ"دیگری" مطرح است، چرا جنس "دوم" است، چرا فرعی است، چرا در مقایسه با مرد کم‌ارزش است.
دوبوار معتقد نیست که طبیعت زن باعث شده که او در موقعیت فرودست قرار گیرد. او اگزیستانسیالیست است. اگزیستانسیالیسم (فلسفه‌ی اگزیستانس، اصالت وجود)، مکتبی فلسفی است که به فشرده‌ترین بیان با اعتقاد به تقدم وجود انسانی بر ماهیت انسانی معرفی می‌شود. انسان برخلاف اشیاء یک چیستی از پیش معین ندارد، ماهیت او از این طریق تعیین می‌شود که به وجود خود چه شکلی دهد، برای خود چه طرح‌هایی بریزد. انسان با طرح‌هایش مشخص می‌شوند، با آینده‌ای که دارد و نه با گذشته‌‌ای که شیءوار پشت سر او ساکن و راکد ایستاده است. اگزیستانس یا وجود، از خود برون شدن است، پرتاب خود به سوی آینده است.
سیمون دوبوار، به عنوان اگزیستانسیالیست، وجود انسانی را با طبیعت توضیح نمی‌دهد. او وجود انسانی را اساساً آزاد در نظر می‌گیرد و هرگاه انسان آزاد نباشد، می‌پرسد چه موقعیتی و وضعیتی باعث می‌شود که او از انتخاب آزاد باز ماند. برپایه‌ی این منطق دوبوار به شدت این موضوع را رد می‌کند که جسم زن ماهیت زن را تعیین کرده و این ماهیت باعث شده است که زن وجود کهتری داشته باشد و "جنس دوم" شود. او می‌گوید باید موقعیت‌ها را کاوید تا به راز فرودستی زن پی برد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 15:12  توسط محمود موحدان  | 

مجموعه داستان زن وانهاده شامل سه داستان به نامهای " زن وانهاده"، "تک گویی" و "سن رازداری" است. هر سه داستانی نقدی به رفتارهای زنان در خانواده و تن دادن داوطلبانه آنها به فرودستی است. در "زن وانهاده" این تسلیم در قالب تن دادن به وظایف خانگی و ترک کار در بیرون و خانه تجلی پیدا می کند، در "تک گویی" در قالب اجبار دختران به ازدواج تحمیلی توسط مادر و در "سن رازداری" در قالب نپذیرفتن جدایی فرزندان از خانواده و شروع زندگی مستقل توسط مادر.
«وانهاده» یادداشت‌های روزانه زنی است که در میانسالی شوهرش ترک‌اش می‌کند و سراغ زنی متفاوت می‌رود. این یادداشت‌ها از دو هفته قبل از شبی که مرد اعتراف می‌کند با زنی آشنا شده است شروع می‌شود و تا روزی که زن این واقعیت را می‌پذیرد و خودش را برای آینده نامعلوم آماده می‌کند ادامه پیدا می‌کند. در این داستان فکر‌ها و احساسات این زن و صبر و مبارزه‌ی غم‌انگیزش برای بازپس‌گرفتن مرد طوری گفته شده که باور می‌کنی نویسنده‌ی این کتاب همان زنِ وانهاده و ترک شده است و همه‌ی این نوشته‌ها واقعی است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 15:8  توسط محمود موحدان  | 

«ميهمان» روايت زن و مردي است هنرمند كه با وجود داشتن رابطهء خوب، همديگر را در امور شخصي آزاد گذاشته‌اند. اما اين آزادي در انتهاي داستان براي خواننده مساله‌ساز مي‌شود. فرانسواز و پي‌ير، زن و شوهري هستند كه در تئاتر فعاليت مي‌كنند و همكاران زيادي دارند. در اين ميان دختري به نام گزاوير نظر اين زن و مرد را جلب مي‌كند و در نهايت آن‌ها تصميم مي‌گيرند گزاوير را وارد رابطهء دو نفرهء خود كنند. تا اين‌جا‌ي داستان، خواننده از اطمينان و اعتمادي كه فرانسواز و پي‌ير نسبت به هم دارند و از عدم محدوديت آن‌ها براي تجربهء رابطه‌هايي از نوع ديگر، احساس تعجب مي‌كند. غافل از اين كه در انتهاي داستان، مثل اغلب داستان‌ها وجود يك رابطهء سوم، غيرقابل تحمل مي‌شود.
دوبووار در همهء آثارش نظر خود را دربارهء آزادي بيان مي‌كند. به نظر او آزادي وضعيتي است كه انسان براي خود فراهم مي‌كند. مي‌گويد: «شايد انسان‌ها در شرايطي محدود و سخت به سر برند، اما همواره امكان انتخاب ميان آزادي و جبر وجود دارد. هر چند در «ميهمان»، درون‌مايهء اصلي داستان بحران حاصل از تمايل فرد به آزادي و رويارويي آن با حقوق ديگران مطرح است و به نوعي دوبووار برخلاف گفتهء خود، نشان مي‌دهد كه گاهي جبر محيطي، اجازهء داشتن آزادي كامل را به انسان نمي‌دهد.
 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 14:58  توسط محمود موحدان  | 
سیمون دوبووار

سیمون دوبوار مظهر روشن فکر ترین و آزاد اندیش ترین زن قرن بیستم بشمار می آید و نظراتی که در زمینه زنان و حقوق آنها ارایه داده  هنوز هم پس از گذشت نیم قرن از شاخص ترین و مترقی ترین و ارزشمند ترین نظریات محسوب می شود.

سیمون دو بوار می گوید « امروز می دانم که اگر بخواهم خود را تعریف کنم، اولین چیزی که باید بگویم این است که من زن هستم.»

 این  فیلسوف، نویسنده، و فمنیست  فرانسوی در یک خانواده ی  کاتولیک  بورژاوی فرانسوی به دنیا آمد از  کودکی تحت تعلیم دینی  و بورژوایی خانواده خود قرار گرفت. اما این تعلیم مانع از آن نمی شد که سیمون به کتابخانه پدرش برود و به طور پنهانی کتابهای ممنوع شده از خواندن  را بخواند. شیوه زتدگی سیمون دوبوار و دوستانش بیان گر سرگشتگی و عصیان نسل آگاهی در اروپا بود که او و سارتراز جمله نمایندگان آن محسوب می شوند. نسل عصیانگری که بسیاری از معادلات  و قواعداجتماعی را بر هم می زنندو برای آنها آزادی انسان مهم ترین وجه زندگی و تفکرشان بوده است


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 14:29  توسط محمود موحدان  | 

12-699.jpg

«سيمون ‌دوبووار» فيلسوف و متفکر پُرآوازه فرانسوي هنگامي‌ که به ‌مرز چهل‌سالگي‌ نزديك‌مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد به ‌واقعيتي‌ دست‌ يافت ‌كه ‌تا آن ‌موقع‌ آن ‌را منكر مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌شد: زن ‌بودنش ‌را. آن هم وقتي به اين موضوع پي برد که تصميم گرفت اتوبيوگرافي بنويسد آن موقع بود که سرانجام مجبور شد ابتدا خودش را تعريف کند و اولين جمله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي که به ذهنش رسيد اين بود: «من يک زنم»! و همين جمله، مسير اتوبيوگرافي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را به سمت نگارش کتاب «جنس دوم» سوق داد. همان کتابي که در سال 1949 يعني 5 سال پس از آن منتشر شد که «شارل دوگل» براي نخستين بار حق رأي زنان در فرانسه را به رسميت شناخته بود.

اما نسل ما فمينيست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي ايراني، بدون آنکه حتي قصد ارائه تعريفي از زن بودن خودمان را داشته باشيم، اين که حتماً «زن هستيم» از در و ديوار به رُخ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان کشيده مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، آن هم وقتي نه 5 سال که نزديک به 5 دهه از دادن «حق رأي» به ما زنان ايراني مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذرد. شايد به همين دليل باشد که پس از گذشت دهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از انتشار «جنس دوم» هنوز سيمون دوبووار، يکي از الهام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بخش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترين فمينيست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي غيرايراني در جنبش زنان ايران محسوب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 14:17  توسط محمود موحدان  | 

«سیمون دوبووار» متولد نهم ژانویه سال 1908 در پاریس، از مهمترین روشنفکران اگزیستانسیالیست و نظریه‌پردازان جنبش فمینیسم است که برای نوشتن کتاب «‌جنس دوم» شهرت دارد. وی در نوشتن این کتاب از اصول جنبش مدرن فمینیسم الهام گرفت. اگرچه وی برای نوشتن متون فلسفی همچون «اصول اخلاقی نامفهوم» شهرت داد، اما این شهرت به‌ویژه در زادگاهش فرانسه همواره در سایه‌ «ژان پل سارتر» بوده است. این زوج ادبی همواره به تفکر و بحث درباره‌ زندگی و سیاست می‌پرداختند. کتاب «جنس دوم» در سال 1949 در فرانسه منتشر شد و تا چهار سال بعد از آن شهرتی به‌دست نیاورد، اما در این سال هنگامی که یک زیست‌شناس آمریکایی آن را به انگلیسی ترجمه کرد، این کتاب محبوبیت فراوانی پیدا کرد. پس از آن دوبووار رمان «گویش‌های ماندارین» که مشهورترین رمانش بود را منتشر کرد. این رمان به درگیری‌های جناح چپ در جریان جنبش‌های فاشیسم، کمونیسم و جنگ جهانی دوم می‌پرداخت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1392ساعت 14:9  توسط محمود موحدان  | 

چیزی پشت در کمین کرده است،اگر تکان نخورم باز نخواهد شد، بی حرکت ماندن ، برای همیشه متوقف کردن زمان و مکان و زندگی. ولی می دانم که تکان خواهم خورد در به آرامی بازخواهد شد و آنچه را پشت در است خواهم دید، آینده...
در آینده بازخواهد شد ، به آرامی . به طور حتم. بر آستانه ی آن ایستاده ام. جز این در و آنچه پشت آن کمین کرده است چیزی ندارم. می ترسم . نمی توانم کسی را به کمک بخواهم.
می ترسم...  /قسمتی از رمان وانهاده  اثر سیمون دوبووار
مجموعه داستان زن وانهاده شامل سه داستان به نامهای " زن وانهاده"، "تک گویی" و "سن رازداری" است. هر سه داستانی نقدی به رفتارهای زنان در خانواده و تن دادن داوطلبانه آنها به فرودستی است. در "زن وانهاده" این تسلیم در قالب تن دادن به وظایف خانگی و ترک کار در بیرون و خانه تجلی پیدا می کند، در "تک گویی" در قالب اجبار دختران به ازدواج تحمیلی توسط مادر و در "سن رازداری" در قالب نپذیرفتن جدایی فرزندان از خانواده و شروع زندگی مستقل توسط مادر.
زن وانهاده برای نخستین بار همراه با طرحهای خواهر نقاش دوبوار- هلن دوبوار- در یک مجله زنانه فرانسوی، مجله ال، به چاپ رسید و به همین دلیل بسیاری آن را اثری سطحی و بسیار دور از اثری همچون ماندارن ها، دانستند اما خود دوبوار در مورد آن می گوید:"هرگز چیزی اندوهگین تر از این سرگذشت نوشته بودم..."


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 13:40  توسط محمود موحدان  | 

جنگ جهانی اول در 1914 آغاز شدو سیمون دوبوار در آن زمان 6 سال داشت. اما به عقیده من این جنگ به اندازه جنگ جهانی دوم { که بعدتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد} در زندگی، سرنوشت وآرای دوبوار تاثیرگزار بود. خود جنگ برای دوبوار چندان دردساز نبود اما در پایان آن ارزش سهام پدرش { که قسمتی از آن به وسیله جهیزیه مادرش خریداری شده بود} در روسیه به شدت نزول کرد و خانواده دوبوار را با وضعیتی جدید مواجه کرد. آنچنان که خود دوبوار در جلد اول خاطراتش -خاطرات دختر آراسته- شرح می دهد، پدرش شغلش را نیز از دست می دهد و خانواده مجبور می شوند به یک خانه کوچکتر نقل مکان کنند. در این خانه جدید سیمون حتی اتاقی از آن خود ندارد. تنها باقی مانده زندگی بورژوازی در خانه جدید مجموعه کتابهای پدرش است. به این ترتیب در سنی بسیار پایین و برای فرار از موقعیت جدید و خلق دنیایی خصوصی برای خود، سیمون به کتاب خواندن پناه می برد. خود دوبوار " کتاب خواندن" را اولین تخلف زندگی اش و اولین دست درازی به جایگاه و قدرتی مردانه می داند.
در نتیجه از دست رفتن ثروت خانواده، هر دو دختر آنها بدون جهیزیه ماندند و ازدواج آنها برای پدر و مادر تبدیل به رویایی شد. اما اتفاق مهم زمانی روی داد که سیمون تصمیم گرفت برای کسب درآمد شغلی به دست بیاورد. پدرش که کار زن برای کسب درآمد در دید سنتی، راست و بورژوازی او جای نداشت، شدیدا با تصمیم او مخالفت کرد. با این حال سیمون می دانست که برای فرار از زندگی خانوادگی و پاگذاشتن به حیطه عمومی به این کار نیاز دارد، تصمیم گرفت معلم شود و این تصمیم سرآغازی بر فعالیت روشنفکری او بود. الینور هولویک از دوستی فمینیستی نقل قول می کند که " اگر این جنگ جهانی اول، با همه هولناکی و بدبختی هایش نبود، شاید ما به جای سیمون دوبوار نویسنده جنس دوم با سیمون دوبوار، همسر یک کارمند عادی دولت و مادر چند بچه قد و نیم قد روبرو بودیم."(1995, Holveck)


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 13:35  توسط محمود موحدان  | 

«وانهاده» گذشته از آن كه در ميان آثار سيمون دوبووار اثر متفاوتي به شمار مي رود، در تاريخ ادبيات داستاني جهان هم از چنين حالتي برخوردار است. اين تفاوت بيش از همه در رفتار شخصيت اصلي داستان، بروز و ظهور مي يابد. به نحوي كه در بسياري لحظات، ما خود را در مقام اين شخصيت مي بينيم و به نحو عجيبي با او همذات پنداري مي كنيم.
داستان اين رمان، تنهايي يك زن را هنگامي كه احساس مي كند ديگر شوهرش در كنارش نيست، روايت مي كند و اين تنهايي و درماندگي را تا جايي پيش مي برد كه ما براي خودمان هم احساس ترس و وحشت مي كنيم. ترس و وحشت از اين كه انسان در هنگام درماندگي مي تواند چه مراحل ذهني دشوار و دردناكي را از سر بگذراند و خود را در دامي اسير كند كه رهايي از آن ديگر برايش متصور نباشد. سيمون دوبووار در وانهاده توانسته با استفاده از همين تمهيدات ، خواننده را تا به آخر با خود همراه كند و ذهن او را حتي مدت ها بعد از پايان يافتن كتاب هم به خود معطوف دارد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 13:22  توسط محمود موحدان  | 

صد سالگی سیمون دوبووار و رازهای زندگی‌اش با ژان پل سارتر
 آنچه می‌خوانید مصاحبه‌ای است که خانم »آلیس شواتزر« (Alice Schwarzer) روزنامه‌نگار مشهور آلمانی با این دو نفر درباره جزییات زندگی مشترک‌شان است. در این گفت‌و‌گو حرف‌ها و پرسش‌هایی مطرح شده که همواره برای خیل روشنفکران آشنا و یا علاقمند به دیدگاه‌های این زوج آرمان‌گرا مطرح بوده است.
مصاحبه‌گر خانم شوارتزر که به‌داشتن دیدگاه‌های فمینیستی شهرت دارد متولد ۱۹۴۲ است و از سال ۱۹۷۲ تاکنون با انتشار نشریه اِما (EMMA) به‌ترویج دیدگاه‌های فمینیستی خود مي‌پردازد.
سیمون دوبووار (Simone de Beauvoir) اگر زنده بود امسال صد سالگی‌اش را نه او فقط، بلکه همه فمینیست‌های دنیا جشن می‌گرفتند، ولی او در سال ۱۹۸۶ مرد و به فراق ۶ ساله‌اش با ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) پایان داد.
این دو ادیب، فیلسوف، جامعه‌شناس، اگزیستانسیالیست فمینیست در سال ۱۹۲۹ با هم آشنا شدند و خیلی زود به‌هم نرد عشق باختند. آنها مدت ۵۱ سال، یعنی تا سال ۱۹۸۰ که سارتر مرد، با هم عاشقانه زندگی کردند، ولی هیچ‌گاه ازدواج نکردند، تعهد اخلاقی به‌معنای رایج اجتماعی نسبت به هم نداشتند و بچه‌ای هم نیاوردند.
سارتر سال ۱۹۴۶ برنده جایزه نوبل شد، ولی حاضر به‌پذیرش آن نشد و در عوض خطابه‌ای سراسر حمله به سیاست‌های امپریالیستی آمریکا خواند و پس از آن بود که ریاست افتخاری سازمان دفاع از زندانیان سیاسی ایران را پذیرفت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:3  توسط محمود موحدان  | 

  سیمون دوبواردر آغاز سال ۱۹۷۲ در نشریه‌ی "نوول ابزرواتور" مصاحبه‌ای چاپ شد از آلیس شوارتسر (Alice Schwarzer) از پیشروان جنبش نوین فمینیستی با سیمون دوبوار. این مصاحبه متنی کلاسیک شده است و مرجع مهمی برای شناخت دوبوار در مرحله‌ی پختگی فمینیستی وی محسوب می‌شود. بخش‌ پرآوازه‌ای از آن را در زیر می‌خوانیم:
 سوء تفاهم‌های بسیاری درباره‌ی مفهوم فمینیسم وجود دارد. تعریف شما از فمینیسم چیست؟
سیمون دوبوار: به یاد دارم که در پایان کتاب "جنس دوم" ذکر کرده بودم که من آنتی-فمینیست هستم، زیرا فکر می‌کردم با توسعه‌ی جامعه در مسیر سوسیالیسم مشکل زنان خودبه‌خود حل خواهد شد. فمینیست‌ها زنان یا مردانی هستند که بدون توقع تغییرات حتمی در تمامی جامعه، برای حقوق زنان مبارزه می‌کنند. به این مفهوم من در حال حاضر فمینیست هستم، چون می‌پذیرم که مبارزه در صحنه‌ی سیاسی سریعاً به دستیابی به هدف ختم نمی‌شود. بنابراین ما باید پیش از رسیدن به سوسیالیسم آرمانی خود، در راستای رسیدن به یک جایگاه مشخص و عینی برای زنان مبارزه کنیم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:53  توسط محمود موحدان  | 

  سیمون دوبوار (۹ ژانویه ۱۹۰۸ – ۱۴ آوریل ۱۹۸۶) از چهره‌های ماندگار عرصه‌ی اندیشه و عمل مسئولانه‌ی اجتماعی است. کتاب مشهور او، "جنس دوم" نقشی بنیادگذار در جنبش فمینیستی دارد.
آزادی و موقعیت
سیمون دوبوار در عرصه‌های مختلفی آفرینش فکری و تأثیرگذاری عملی داشته است. او از نوجوانی به فلسفه می‌پردازد، دانشجویی ممتاز است، در دانشگاه می‌درخشد و عملاًً نشان می‌دهد که فلسفه نمی‌بایست مشغولیتی مردانه تلقی شده و پنداشته شود که زنان در این عرصه سخنی برای گفتن ندارد. در دانشگاه با ژان‌پل سارتر آشنا می‌شود و از همان هنگام آنان همدم و همفکر و هم‌سخن می‌شوند. او پیش از آنکه با سارتر همراه شود، جهت فکری خود را انتخاب کرده است. این موضوع را یادداشتهای فلسفی او نشان می‌دهند، یادداشت‌هایی که پس از مرگش منتشر شده‌اند. سیمون دوبوار از سارتر تأثیر می‌گیرد و بر سارتر تأثیر می‌نهد. او سارتر را متوجه موقعیت‌های انسانی می‌کند، متوجه این مسئله که نمی‌توان و نبایست موضوع آزادی را جدا از شرایط در نظر گرفت. انسان آزاد است، اما این نیز هست که اسیر موقعیت‌های زندگی است.
آزادی و موقعیت، موضوع ثابت آثار سیمون دوبوار هستند. او این موضوع را در نوشته‌های فلسفی‌اش، آفریده‌های ادبی‌اش، و پژوهش‌های اجتماعی‌اش بررسی کرده است.
سیمون دوبوار، بنیانگذار جنبش و اندیشه‌ی فمینیستی
نام سیمون دوبوار نامی شاخص در جنبش فمینیستی است. فمینسیم را گاه هرگونه نگرشی می‌دانند که کاونده‌ی موقعیت اسارت‌بار زن و خواهان دگرگون کردن آن باشد. جلوه‌هایی از آن را به شکلهای اعتراض به وضعیت زن در اعصار و قرون گذشته نیز می‌بینند. اصطلاح فمینیسم، نخست در قرن نوزدهم به کار رفته است. ولی تحلیل موقعیت زن با آگاهی مدرن و اعتراض مدرن به آن، دیدن مسئله‌ی زن به عنوان مسئله‌ای که جایگاه خود را دارد، با برخی اصلاحات حقوقی حل‌شدنی نیست و نبایستی صرفا به‌عنوانِ فرع مسئله‌ی نابرای‌های اجتماعی دیده شود، به طور خاص با کتاب "جنس دوم" آغاز می‌شود. این کتاب را سیمون دوبوار در سال ۱۹۴۹ منتشر کرده است. با این کتاب هم یک جنبش فمینیستی آغاز می‌شود و هم یک تحول فکری بزرگ. فلسفه‌ی فمینیستی و نظریه‌ی اخلاق فمینیستی در این کتاب ریشه دارند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:45  توسط محمود موحدان  | 

 

 سیمون دوبووار بر روی جلد کتاب جنس دومسیمون دوبووار (به فرانسوی: Simone De Beauvoir) با نام اصلی سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند دوبووار فیلسوف، نویسنده، فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود که در ۹ ژانویه، ۱۹۰۸ در پاریس در خانواده‌ای بورژوا به دنیا آمد.
دوبوار پس از گذراندن امتحانات دورهٔ لیسانس ریاضیات و فلسفه، به تحصیل ریاضیات در Institut Catholique و زبان و ادبیات در مؤسسهٔ سنت‌مارین و پس از آن فلسفه در دانشگاه سوربن پرداخت. وی در حلقهٔ فلسفی دوستانه گروهی از دانشجویان مدرسه اکول نورمال پاریس عضو بود که ژان پل سارتر نیز در آن عضویت داشت ولی خود دوبوار دانشجوی این مدرسه نبود. سارتر همچنین دوست نزدیک او بود. بووار و سارتر در تمام عمر شریک و همدم جداناپذیر یکدیگر باقی ماندند.اما ارتباط آن‌ها، برخلاف روابط مرسوم در جامعه، شامل وفاداری و تک‌همسری نبود.
بووار به عنوان مادر فمینیسم ِ بعد از ۱۹۶۸ شناخته می‌شود. معروف‌ترین اثر وی جنس دوم (عنوان اصلی: Le Deuxième Sexe) نام دارد که در سال ۱۹۴۹ نوشته شده‌است. این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده‌است می‌پردازد. پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شد.
سیمون دوبووار در ۱۴ آوریل، ۱۹۸۶ به‌خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت. وی در کنار ژان پل سارتر به خاک سپرده شده‌است.
 جنس دوم
در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووار به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده‌ نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود.
بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند. حتی مری ولستونکرفت مردها را به‌عنوان ایده‌آلی که زن‌ها آرزوی رسیدن به آن را دارند به‌حساب می‌آورد. در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته‌است. به‌عقیدهٔ وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به‌جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
 برخی از آثار
۱۹۴۳ مهمان
۱۹۴۵ خون دیگران
۱۹۴۶ همه می‌میرند
۱۹۴۹ جنس دوم
۱۹۵۴ ماندارین‌ها
۱۹۵۸ خاطرات یک دختر مطیع
۱۹۶۴ مرگی بسیار آرام
۱۹۶۶ تصاویر زیبا
۱۹۶۷ زن وانهاده
۱۹۷۰ کهنسالی
۱۹۸۴ مراسم وداع


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 9:10  توسط محمود موحدان  | 

 سيمين دوبوار نه تنها يكي از آغازگران نظريه پرداز جنبش زنان درغرب بلكه محقق و متفكري جهاني است. تغييرات اجتمايي و فرهنگي دهه 30 و 40 قرن بيست باعث شد كه زنان غرب غير از نقش سنتي خود بعنوان خانه دار وارد دو برج عاج ديگر مردان يعني جهان كار و جهان ايده نيز بشوند. در مورد جهان هنر و ايده، هدف زنان ديگر زيبانويسي تجربه هايشان نبود، بلكه كوشش آنان براي شناخت هويت جديد زنانه خود با كمك تحول و پيشرفت هاي اجتمايي بود. دوبوار يكي از نظريه پردازان جنبش فيمينيستي آغاز قرن 20 بود.اوباانتقادوحمله به تابوهاي اجتمايي موجب جنجال جامعه مردسالار گرديد.دوبوار در كنار آلبرت كامو و سارتر با كمك ادبيات، به صورت عاميانه به موضوعات اصلي فلسفه اگزيستنسياليستي پرداخت و درغالب ژانرهاي ادبي و فلسفي مطرح روز، استعداد نشان داد.او ميگفت با كمك اگزيستنسياليسم و فلسفه وجود آته ايستي، در جهاني بدون خدا، در جستجوي خوشبختي است و ميخواست در جهاني كافرانه، با كمك هومانيسم، راهي بيابد. درفلسفه اگزيستنسياليستي آته ايستي او، انسان تنها، در فضا و اطاقي خالي قرار دارد و بايد به هستي خود شكل و هويتي بدهد. اوبجاي ادبيات زيبا و هنري مرسوم ، از ادبيات مسئول سخن گفت و زبان شفاهي را مهمتر از زبان كتبي سنتي دانست. با اين وجود، بخشي از زنان منتقد وي ميگويند كه دوبوار خلاف رفتار و موضع گيريهاي انتقادي اش نسبت به مردان، خود وابسته به سارتر و قرباني روشنفكري مردان شد. دراين رابطه او نه تنها خود، بلكه آخرين كتابش را نيز به سارتر تقديم نمود. و فيمينيستهاي جوانتر، در نظرات دوبوار: مرد نمايي، اروپا مركز بيني، راسيوناليسم بي احساس و ارزشهاي اگزيستنسياليستي سارتري را برجسته مي بينند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:58  توسط محمود موحدان  | 

 در قرن 21 همزمان با طرح فمينيسم فرانسه در محافل علمي، سيمون دوبوار نيز با ارائه ديدگاه‌هايي بر پايه اگزيستانسياليسم به تبيين وضعيت زنان و ظلم به آنها پرداخت. در مورد سيمون دوبوار نظرات مختلفي وجود دارد، وي از سوي پيروانش به عنوان كسي شناخته شده كه تئوري‌هايش در شكوفايي نسل جوان و پروژه‌هاي تحقيقاتي، داراي جايگاه رفيعي است، عده‌اي هم معتقد به طرد كامل دوبوار و فمينيست بودن وي هستند. منتقدانش با تحليل محتواي نظريات وي، بيان مي‌كنند كه دو تئوري معروف سيمون دوبوار يعني «نابرابري جنسي» و «ديگري» هر دو از اعتبار علمي ساقط شده و راه حلي را جهت كاهش معضلات زنان ارائه نمي‌دهند. نكته قابل تأمل آنكه هرچند فمينيسم روزي خود را از نظر علمي و نظري متأثر از نظرات سيمون دوبوار مي‌دانست، اما امروز اين جمله معروف وي را كه «ما زن زاده نشده‌ايم» كاملاً‌ طرد مي‌نمايد و در مقابل بيان مي‌كند: «من يك زنم، چرا شما نباشيد؟» و نهايتاً‌ فمينيسم جديد كه وجود مرد را نه تنها در قالب يك سالار و برتر از خود نمي‌بيند، بلكه جنس مرد را بي‌فايده معرفي مي‌كند. اين نوشتار درصدد است زندگي خانوادگي، جنبه‌هاي شخصيتي- رواني و علمي سيمون دوبوار و سهم انديشه وي در گسترش نظريه فمينيسم را مطالعه نمايد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:48  توسط محمود موحدان  | 

    در پايان سال 1970عده اي از اعضاي جنبش ليب Women’s Lieb Bewegung با من تماس گرفتند تا درباره طرح جديد قانوني حول مساله سقط جنين صحبت کنند. اين طرح قرار بود در مجمع ملي مورد بحث قرار گيرد. جنبش زنان ليب طرح را خيلي خام مي دانستند و مصمم بودند تبليغات وسيعي به نفع آزادي سقط جنين انجام دهند. براي تاثير گذاشتن بر افکار عمومي، زنان شرکت کننده در اين حرکت، هم گمنام و هم سرشناس مي بايست اظهار کنند که خودشان سقط جنين کرده اند. به نظرم ايده خوبي بود.
من بيست سال پيش در کتاب جنس دوم عليه ممنوعيت سقط جنين اعتراض کردم و عواقب دردناک آن را شرح دادم. بنابراين کاملا طبيعي بود که اعلاميه معروف 343 را که در آغاز سال 1971 در Nouvel Observateur انتشار يافته بود، امضا کنم. اين قضيه _ چنان که برخي شايعه پراکنان سعي مي کردند وانمود کنند _ به این صورت نبود که يا سقط جنين در فرانسه پيش مي رود يا بايد واقعا زنان را به اين سمت تشويق کرد. بلکه با توجه به شمار زيادي سقط جنين که به هر حال صورت مي گيرد -  حدود هشتصد تا يک ميليون در سال - به زنان به لحاظ بهبود امکانات و وضعيت جسمی و روحی کمک شود، چيزي که تا به امروز يک امتياز طبقاتي است. طبيعی است که تدابيري نيز براي روش هاي جلوگيري از بارداري بايد اتخاذ شود. اما  تا زماني که اين روش ها به اندازه کافي شناخته شده نيست- فقط هشت درصد زنان فرانسوي که در سنين بارداري هستند، از اين روش ها استفاده مي کنند - سقط جنين تنها راهي است که براي کساني که نمي خواهند بچه دار شوند، باقي مي ماند. حقيقتا نيز اين زنان عليرغم تمام دشواري ها، خطرات، تحقيرها،  يگانه گريز خود را در اين راه حل – سقط جنين مي يابند. اين اتهام که بيانيه مزبور را فقط زنان مشهور امضا کرده اند صحت ندارد. آن ها فقط يک اقليت کوچک هستند، اکثريت امضاکنندگان، کارمندان، منشي ها و خانم هاي خانه دار هستند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:34  توسط محمود موحدان  | 

 

  .سیمون دوبووار، (به فرانسوی Simone De Beauvoir) فیلسوف، نویسنده، فمینیست و اگزیستانسیالیست فرانسوی بود. زادروز: (۹ ژانویه ۱۹۰۸ میلادی) در پاریس. وی در (۱۴ آوریل ۱۹۸۶ میلادی) درگذشت.
 جنس دوم
«ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند. زن مجرد خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان‌کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، بر اساس ازدواج تعریف می‌شود…
ازدواج به دو دلیل به زن تحمیل شده است: ۱- زن باید کودکانی به جامعه بدهد. ۲- زن وظیفه دارد نیازهای جنسی مرد را برآورد و مراقبت از خانه او را به عهده گیرد.
برای هر دو طرف ازدواج در آن واحد، هم لازم است و هم سود، اما در موقعیت‌های این دو طرف، موازنه وجود ندارد. برای دختران جوان، ازدواج یگانه وسیله‌ای است که بتوانند جزو اجتماع شوند و اگر «روی دست بمانند» از نظر اجتماع تحقیر شده‌اند.
…دختر جوان مطلقا منفعل است؛ پسرها ازدواج می‌کنند، زن می‌گیرند. پسرها در ازدواج، انبساط و تاکید وجود خود را می‌جویند نه حق وجودداشتن را. ازدواج برای آنها نوعی شیوه زندگی است نه سرنوشت.»
جنس دوم، ج۲، ص۲۲۹-۲۳۲
«زنان را فقط به این دلیل به اتهام جادوگری به آتش کشیدند که زیبا بودند.»
 من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.«زن‌بودن برای من چه معنایی داشته‌است؟ تا چهل‌سال تمام وانمود می‌کردم که زن بودن تفاوتی ایجاد نمی‌کند. روشنفکر بودم و روشنفکر یعنی روشنفکر. من با روشنفکر شدن، هویت بزرگسالی خود را بر الگوی تعارض و مخالفتی عمدی قرار داده بودم. من به عنوان روشنفکر می‌توانستم احساس حاد زنانه طرد شدگی‌ام را با پناه بردن به سنت فردگرایی افراطی، نه به عنوان یک زن که به عنوان یک فرد، مانع شوم. همان‌گونه که قبلا تن نداده بودم که به من برچسب «کودک» بزنند، حالا نیز خود را «زن» نمی‌دانستم. من، من بودم.
وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بارآمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشته‌است، به یک‌باره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطوره‌هایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلا شبیه آن نبود که اگر پسر می‌بودم می‌داشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه می‌شود: من که می‌خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»
«جهان‌بینی مسیحی در ستم‌کاری به زنان کوتاهی نکرده‌است.»
«خوش‌بینی، احتیاط را از دست می‌دهد.»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:13  توسط محمود موحدان  | 

  سیمون دوبوار (۹ ژانویه ۱۹۰۸ – ۱۴ آوریل ۱۹۸۶) از چهره‌های ماندگار عرصه‌ی اندیشه و عمل مسئولانه‌ی اجتماعی است. کتاب مشهور او، "جنس دوم" نقشی بنیادگذار در جنبش فمینیستی دارد.

آزادی و موقعیت
سیمون دوبوار در عرصه‌های مختلفی آفرینش فکری و تأثیرگذاری عملی داشته است. او از نوجوانی به فلسفه می‌پردازد، دانشجویی ممتاز است، در دانشگاه می‌درخشد و عملاًً نشان می‌دهد که فلسفه نمی‌بایست مشغولیتی مردانه تلقی شده و پنداشته شود که زنان در این عرصه سخنی برای گفتن ندارد. در دانشگاه با ژان‌پل سارتر آشنا می‌شود و از همان هنگام آنان همدم و همفکر و هم‌سخن می‌شوند. او پیش از آنکه با سارتر همراه شود، جهت فکری خود را انتخاب کرده است. این موضوع را یادداشتهای فلسفی او نشان می‌دهند، یادداشت‌هایی که پس از مرگش منتشر شده‌اند. سیمون دوبوار از سارتر تأثیر می‌گیرد و بر سارتر تأثیر می‌نهد. او سارتر را متوجه موقعیت‌های انسانی می‌کند، متوجه این مسئله که نمی‌توان و نبایست موضوع آزادی را جدا از شرایط در نظر گرفت. انسان آزاد است، اما این نیز هست که اسیر موقعیت‌های زندگی است.
آزادی و موقعیت، موضوع ثابت آثار سیمون دوبوار هستند. او این موضوع را در نوشته‌های فلسفی‌اش، آفریده‌های ادبی‌اش، و پژوهش‌های اجتماعی‌اش بررسی کرده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 8:4  توسط محمود موحدان  | 

  دوبوار، سیمون Beauvoir, Simone de بانوی نویسنده فرانسوی (1908-1986). سیمون دوبوار در خانواده‌ای متوسط و مرفه زاده شد و از حیث هوش و حساسیت دختری زودرس به شمار آمد، تحصیلات خود را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه انجام داد و در حدود پانزده سال به تدریس اشتغال یافت. وی دوران کودکی و جوانی خود را در کتاب خاطرات دختری منظم Memoires d’une jeune fille rangee (1958) منعکس کرده است. و پس از آن از همین دوره در کتاب نیروی عصر La Force de l’age یاد می­کند. سومین جلد خاطرات او به نام نیروی اشیا، La Force des Choses (1963) به دوران آزادی پاریس و برقراری صلح در الجزایر اختصاص یافته است. اولین داستان سیمون دوبوار مهمان L’Invitee (1943) تحقیق و مطالعه‌ی تلخ و نیشداری بود درباره حالات روحی یک زن. پس از آن دو رمان نیمه فلسفی خون دیگران Le Sang des autres (1944) ـ که در آن مسأله­ای اخلاقی را از جنگ الهام گرفته بود ـ و همه مردان فانی­اند Tous les homes sont mortels (1947) را انتشار داد. کتاب دیگر وی تحقیقی مهم در دو جلد به نام دومین جنس le Deuxieme Sexe (1949) درباره وضع زنان است. اثر بدیعی است که در آن موضوع زیردستی زن محکوم گشته است. از نظر سیمون دوبوار مسأله زیردستی زن چیزی است که بر حسب قراردادها و سنتها در ذهن مردم جای گرفته و کم و بیش از روی اراده بر آنان تحمیل شده است. از کتابهای معروف سیمون دوبوار کتاب ماندارنها Les Mandarins است که در 1954 به اخذ جایزه گونکور Goncourt نایل آمد. در این کتاب زندگی نویسندگان و روشنفکران دست چپ که نویسنده خود مدتی در میان آنان بسر برده است، نشان داده شده و موجبات انتخاب راه سیاسی آنان بیان گردیده است. از آثار دیگر سیمون دوبوار این کتابهاست: اگزیستانسیالیسم و خردمندی ملتها L’Existentialisme et la Sagesse des nations (1914)، امریکای روزمره L’Amerique au Jour le Jour (1948)، مرگی بسیار ملایم Une mort tres douce (1964) ، تصاویر زیبا Les Belles Images (1966) و پیری La Vieillesse (1969).
نام سیمون دوبوار پیوسته با نام ژان پل سارتر همراه است؛ خاصه در دوره­ای میان سالهای 1943 و 1950 که مکتب اگزیستانسیالیسم بر ادبیات نفوذ قابل توجهی داشت.

زهرا خانلری .فرهنگ ادبیات جهان . خوارزمی


كتاب نيوز

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:42  توسط محمود موحدان  | 

 سیمون دوبوار  در مورد سیـــمون دوبوار آثار فراوانی چاپ شده است. ا‌ثری که اخیرا به زبان آلمــــانی به قلم ســــــوزانه موزر (Susanne Moser) چاپ شده، حاوی نگرشی جامع به اوست.
کتاب سوزانه موزر "آزادی و ارج‌شناسی در نزد سیمون دوبوار" نام دارد. "ارج شناسی" مفهومی است که از طریق هگل در فلسفه رواج یافته است و به همزیستی انسانها اشاره دارد. این همزیستی آنگاه با عدالت و صلح همراه است که هر کس ارج دیگری را بشناسد. رابطه‌ی خدایگان و بنده بر اساس ارج‌شناسی متقابل نیست. پذیرش ارزش یکدیگر در رابطه‌ای آزاد ممکن است.
عنوان کتاب موزر نشان می‌دهد که توجه عمده‌ی او به اخلاقیات دوبوار است. این توجه ویژه مبتنی بر بازخوانی تمام آثار دو بوآر، مخصوصا آثار اولیه اوست. از این طریق نقص مهمی برطرف می‌شود: خواندن یک‌جانبه‌ی مشهورترین اثر سیمون دوبوار، یعنی "جنس دوم".
سوزانه موزر در کتاب خود، نخست گزارشی عرضه می‌کند در مورد مجموعه‌ی مباحثی که از دهه‌ی ۱۹۵۰ در مورد دوبوار، جریان داشته است. پس از این گزارش انتقادی، آثار دوبوار به ترتیب زمانی بررسی می‌شوند. سوزانه موزر، چهره‌ی فلسفی دوبوار را به ما می‌شناساند. او نشان می‌دهد که سرچشمه‌های فکری وی چه بوده‌اند و دوبوار، چه برداشتی از اگزیستانسیالیسم داشته و این برداشت با تفکر سارتر چه فرقی دارد.
تز مرکزی کتاب این است که دو بوآر از تفکر مدرن، آنچنان که در نزد سارتر دیده می‌شود، دور شده و به آن سمتی می‌رود که – درست یا غلط – "پست‌مدرن" نامیده می‌شود.
کتاب موزر با توضیح روشن مفهومها و ایده‌های فلسفی همراه است و خوانندگانی که آشنایی مستقیمی با آثار کسانی چون هگل و سارتر ندارند، با خواندن "آزادی و ارج‌شناسی در نزد سیمون دوبوار"، این آمادگی را می‌یابند که دوبوار را عمیق‌تر و همه‌جانبه‌تر بفهمند و او را در رابطه با یک سنت فلسفی قرار دهند، هم در متن آن و هم در حال فاصله‌گیری با آن.
مشخصات کتاب:
Susanne Moser: Freiheit und Anerkennung bei Simone de Beauvoir, Edition Dikord, Tübingen 2002

اطلاعات بیشتر درباره‌‌‌ی موضوع

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:36  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا