كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

رمان اشتهای امریکایی یک رمان روانکاوانه قدرتمند از زندگی طبقه متوسط و تحلیل ساختاری بحران در زندگی های این طبقه اجتماعی است.ایان جامعه شناسی سرشناس که زندگی خانوادگی مستحکمی دارد ناگهان با یک اتفاق تمام زندگی و پندارهایش فرو می پاشد و تا آستانه مرگ پیش می رود.رمان به تحلیل بحران پنهان نهفته در زندگی مدرن و توهم امنیت در طبقه متوسط می پردازد.رمان بخوبی به تحلیل رفتن هویت و روح زندگی انسانها درگیر و دار روزمرگی و خورد شدن پایه های اساسی زندگی خانوادگی یعنی اعتماد و امنیت در کشاکش انسان با عناصر مدرن پرداخته و نمایش می دهد تظاهر و پنهان کردن بحرانهای روحی و عاطفی انسانها در زندگی مدرن باعث انباشت حس عدم امنیت در ناخودآگاه انسانها شده و با یک حادثه کوچک می تواند انسان را به فروپاشی کامل برساند.این یک تهدید بالقوه برای جوامع مدرن است که هرگونه ضعف و یا ناتوانی در پذیرش روابط مدرن و کلیشه ای و روزمره جامعه شهری و به خصوص طبقه متوسط  را یک گناه نابخشوده می انگارد و مرتکب آن را به کل منزوی می کند و این باعث پنهان شدن بحرانهای حسی و عاطفی در جوامع شده و آتش زیر خاکستر می سازد که با کمترین تلنگری گر می گیرد.این امر امروزه در خشونت های ناگهانی و فروپاشی های روانی بدون علامت مشهود که باعث قتلهای متعدد و کشتارهای ناگهانی می شود قابل مشاهده است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 17:58  توسط محمود موحدان  | 
«اشتهای آمریکایی» اثري در نقد طبقه نخبه

 نویسنده در این رمان سراغ خانواده‌هایی از طبقه نسبتا ثروتمند می‌رود و اخلاق و بحث‌های اخلاقی را در میان آن‌ها بررسی می‌کند. به عبارت دیگر تحلیلی از طبقه نخبه ارایه می‌دهد و به ارزش‌های اخلاقی می‌پردازد که به راحتی در میان این طبقه و باتوجه به تغییر شرایط و موقعیت‌ها امکان فروریختن آن‌ها وجود دارد.  
نثر این نویسنده در عین آن‌که نثری زنانه است، اما استقلال سبکی‌اش را حفظ می‌کند و به هیچ روی به ورطه فمنیسم وارد نمی‌شود.  
این نویسنده از نظر شخصیت ادبی و سبکی کاملا مستقل است و هدف او تحلیل جامعه آمریکا و سپس تحلیل شخصیت زن است.  
 
«اشتهای آمریکایی» عنوان کتابی درباره آشپزی است که شخصیت زن داستان در این رمان آن‌را نوشته است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 16:19  توسط محمود موحدان  | 
تاوانِ غفلت

بی‌تعارف و بی‌مقدمه می‌خواهم بگویم اگر دلتان می‌خواهد یک درامِ خانوادگیِ خوب و بلند بخوانید، «اشتهای آمریکایی» را از دست ندهید. اشتهای آمریکایی رمانی است که از خواندنش لذت خواهید برد. داستان این رمان، حولِ محورِ مسائلِ انسانی می‌گردد و بنابراین مفاهیمی از قبیلِ عشق، مرگ، زندگی، روابطِ اجتماعی، دروغ و خیانت در آن دیده می‌شود. اشتهایِ آمریکایی ریتمِ آرام و دلچسبی دارد و به دلیلِ روایتِ شدیدا عینی، پر کشش و جذاب است. 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1392ساعت 20:0  توسط محمود موحدان  | 

خاطرات یک بیوه و تفریحی که بعد از آن احساس گناه به سراغش می‌آید
 بعد از مرگ همسر اولم، احساس کردم دیگر نمی‌توانم چیزی بنویسم. بیشتر اوقات آنقدر احساس خستگی و درماندگی می‌کردم که حتی نمی‌توانستم نوشتن مطلبی را کامل کنم اما کمابیش و به طور پراکنده یادداشت‌هایی می‌نوشتم. اصلا فکر نمی‌کردم که بتوانم زنده از آن دوران بیرون بیایم تا اینکه بالاخره زندگی‌نامه همسر مرحومم را تکمیل کردم.
* کمتر نویسنده‌ آمریکایی این روزها به اندازه‌ جویس کرول اوتس پر کار بوده و آثارش مورد توجه طیف گسترده‌ای قرار گرفته است. او فقط در ماه اخیر، دو رمان منتشر کرده و نوشتن یک کتاب زندگی‌نامه را هم به پایان رسانده است. جویس کرول اوتس 71 ساله، اطراف نیویورک بزرگ شده و نخستین رمانش را سال 1964 منتشر کرده است. او یک بار برنده‌ جایزه‌ کتاب ملی و همین‌طور برای کتاب «بلوند»، نامزد جایزه‌ پولیتزر شده است. اوتس نویسنده‌ای پر کار در تمام ژانرهای ادبی است، چه در نوشتن رمان،‌چه داستان کوتاه، و چه در شعر و نمایشنامه. دو رمان اخیر او «دوشیزه زیبا» و «پرنده‌ کوچکی از بهشت» بهانه‌ گفت و گوی الکساندرا آلترا با او بوده است که علاوه بر این دو داستان در آن، به زندگی و علایق شخصی او هم پرداخته است. این گپ و گفت در 14 ژانویه‌ی 2010 در روزنامه‌ وال استریت ژورنال منتشر شده است که بخشی از این گفت و گو را با هم می‌خوانیم:


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 11:44  توسط محمود موحدان  | 

 از جويس كرول اوتس، نويسنده آمريكايي تاكنون رمان و مجموعه داستان‌هايي در ايران منتشر شده است.
«جانورها» عنوان يكي ديگر از اين رمان‌هاست كه حميد يزدان‌پناه آن را به فارسي برگردانده است و افق آن را به چاپ رسانده است. اين كتاب در بيست‌ودومين نمايشگاه كتاب با استقبال خوبي روبه‌رو شد. رمان اوتس اين‌بار مجموعه‌اي از نامه‌هاست. پيش از اين نشر افق كتابي ديگر از همين نويسنده با نام «سياهاب» منتشر كرده بود.
دختران دانشجو محو كلام آقاي هارو، استاد ادبيات مي‌شوند. چيزي نمي‌گذرد كه آتش‌سوزي‌هايي مرموز در دانشكده و نزديك اتاق درس آقاي هارو اتفاق مي‌افتد كه دانشجويان را به يكديگر ظنين مي‌كند.
در اين ميان جيليان- كه مثل ديگر دختران، شيفته‌ي هارو است- وارد زندگي خصوصي او و همسرش مي‌شود و در دفترچه‌ي خاطراتش به اسراري تكان‌دهنده پي مي‌برد.
دنبال زني مي‌رفتم در سراشيبي پردرخت، به طرف دهكده‌ي كاتامونت ماساچوست. سال سوم دانشكده كاتامونت بودم. او متكبرانه خودش را دوركاس معرفي مي‌كرد. متوجه من نبود. او همسر مردي بود كه فكر مي‌كرد من عاشقش هستم…


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 10:50  توسط محمود موحدان  | 

 

گذشته زيبا غمگين، پرشور و ملال آور


 جويس در 69 سالگي بيش از 100 کتاب، از رمان و نمايشنامه گرفته تا شعر، داستان کوتاه و نقد نوشته و اثري از کم کاري در او ديده نمي شود. با اين همه رمان طبيعي است آدم فکر کند در دنياي اوتس ديگر موضوع تازه يي براي گفتن وجود ندارد اما ماه پيش در انگليس با انتشار آخرين اثرش، دختر گورکن، ثابت شد اشتباه مي کنيم.

رمان داستان ربکا شوارت، دختر آنا و جيکب شوارت است؛ يهودي هايي که در جست وجوي امنيت و آزادي براي خود و فرزندان شان از آلمان تحت سلطه هيتلر به امريکا گريختند. ربکا در قايقي در اسکله نيويورک به دنيا آمد، بچه جالبي بود، به خاطر تولد نامنتظره اش فردي متفاوت در خانواده و به خاطر عجيب بودن خانواده اش فردي متفاوت در کشورش بود. ناتواني جيکب در سازگاري خود با جامعه يي که با بي اعتنايي با او برخورد مي کرد و رنجش عميقش از تنزل جايگاهش؛ از معلمي فرهيخته به کارگري تنگدست که گورهاي مردماني را که آنها را حقير مي پنداشت مي کند، به تراژدي مي انجامد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 10:24  توسط محمود موحدان  | 

سیلویا پلاث پلاث در آیینه تراژدی اش یک زن نیست، گرچه دارای ذوقی شاعرانه است ولی سایه خودش را حول دایره ای می کشد و متحیرانه و موشکافانه کهنگی را بررسی می کند، در حالی که از نیروی مغناطیسی این دایره خسته شده است. این تراژدی غم انگیز نمایشی فرهنگی است که به طور اعجاب انگیزی فردیت را گسترش می بخشد، بنابراین آنچه که فردیت تجربه کرده است هم چیزی است که ما تجربه کرده ایم و هم نیاز است که تجربه اش نکنیم چرا که این فردیت دشمن شخصی هر کس است. می توان این گونه گفت که سیلویا پلا ث ، تراژدی شخصیتی را برای مخاطبش به تصویر می کشد که در اعمال تراژدیک حضور می یابد و این تراژدی سیلویا پلاث به عنوان هنری متعالی در پیشگاه مخاطبش عرضه می شود که در مجموعه شعرهایش مثل تندیس بزرگ (1960) ... آریل ( 1965) و مجموع های منتشر شده پس از مرگش در سالهای 1971 ، مثل گذشتن از آب و درختان زمستانی دیده می شود. این مقاله می کوشد تا اشعار پلاث را با توجه به اهمیت فرهنگی وی بررسی کرده و همچنین از طریق اشعار پلاث جنبه های آسیب شناسانه عصر ما را که مرگ معنویات اجتناب ناپذیر بوده را بررسی کند؛ عصری که همگان تصورات و فرض هایش را باور دارند . این مقاله همچنین مبتنی بر فرضی خواهد بود که عصر پلاث هم آن را آزموده است، نتیجه ای که ما می تواینم آن را عصری منفصل از دیگر دوره های پیش از خودمان تصور کنیم که محتملا بر پایه این فرض استوار است : مکتب پلاث براین حقیقت تأکید دارد که سیلویا مظلومی است که فدای این راه شده است که البته نه در این حد بلکه با ارزش تر است.
"من" در اشعار ساختاری هنر مندانه است، شمایلی تراژدیک که تراژدی اش کلایسک است، نتیجه این دید محدود که با به باور خودش آیینه ای است که که خودش را به طبیعت نمایان می کند مثل شعر آیینه ، چشمان خدای کوچکی است که خودش را بدون گرایشی به عشق و یا نفرت تصور می کند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:15  توسط محمود موحدان  | 

فرج سرکوهی (منتقد و روزنامه نگار) :تصویر خلاقانه واقعیت‌های نهفته در لایه‌های پوشیده درونی آدم‌ها و کشف، بازآفرینی و نقد پس‌زمینه واقعی زندگی طبقه متوسط در سنت غنی ادبیات آمریکا پیشنه‌ای درخشان دارد و درون مایه برخی از بهترین آثار ادبی آمریکا و جهان را شکل می‌دهد.
رمان جانورها اثر جویس کرول اوتس، که ترجمه فارسی آن منتشر شد، از بهترین نمونه‌های موفق این نحله در دهه اخیر است.
اوتس در این رمان جذاب و پرکشش پوسته پر زرق و برق و فریبنده شخصیت، زندگی و روابط انسانی آدم‌های داستان خود را پس می‌زند و در بافت و ساختی منسجم واقعیت‌های دردناکی را که در زرورق فریب پوشانده شده‌اند، آشکار می‌کند.
رمان «جانورها» در قالب روایت برشی از زندگی دختری دانشجو، که در دهه ۷۰ در شهرکی کوچک و آرام در نيوانگلند، با شیفتگی، به زندگی خانوادگی، خصوصی و درونی پرفسور محبوب خود راه یافته و رازهای نهفته و ابعاد متنوع شخصیت، زندگی و روابط انسانی او و نزدیکان او را کشف می‌کند، خشونت و ددخویی نهفته در درون انسان‌ها، درندگی پنهان شده در سایه روشن‌های اخلاقیات و هنجارها و بزهکاری پوشیده در فریب و ماسک را برهنه می‌کند.
رمان جانورها تجسد ادبی و داستانی درون مایه‌های محبوب اوتس چون قدرت، سیاست، روابط انسان‌ها و لایه‌های پیچیده درونی آدم‌ها را خلاقانه موشکافی و هنرمندانه به روایت می‌کشد.
این رمان را که در سال ۲۰۰۲ در آمریکا منتشر شد، حمید یزدان‌پناه به فارسی ترجمه کرده است.
جویس کرول‌اوتس، نویسنده ۷۱ ساله آمریکایی، برای کتابخوانان ایرانی نیز نامی آشناست و برخی آثار او چون «آبشار»، «عروس بیوه»، «وقتشه با من زندگی کنی»، «سیاهاب»، «تون کلاستر» و  «بيوه ناشناس» به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.
تا کنون بیش از یکصد کتاب به قلم جویس کرول‌اوتس در عرصه‌های داستان، شعر و مقاله منتشر شده و جوایز ادبی معتبری چون جايزه ملی کتاب آمریکا در ۱۹۶۹ و ۳ بار نامزدی جایزه معتبر پولیتزر را نصیب او کرده است.
از دیگر آثار اوتس، علاوه بر آنچه به فارسی ترجمه شده است، می‌توان به کتاب‌های «چيزی که به خاطرش زندگی می‌کردم»، «آنها»، «بلوند»، «خواهرم»، «معشوقه‌ام» و مجموعه داستان  «شب‌های وحشی» اشاره کرد.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 15:37  توسط محمود موحدان  | 

اویتس و مادرش   واقعه در داستان­های اویتس اصولاً پیش­پاافتاده و در پیوند با زندگی روزانه­ی قشر متوسط ­الحال جامعه­ی آمریکاست. اویتس با استادی از این وقایع پیش­پاافتاده داستانی مهیج و خواندنی می­آفریند. او اعتقاد دارد که نیکبختی و وحشت دو روی یک سکه اند. آدمی برای دستیابی به نیکبختی می­جنگد و همین که به آن رسید، گرفتارِ وحشتِ از دست دادنش می­شود. از این رو تلاش انسان برای رسیدن به خوشبختی و ترس از مهم­ترین مضامین داستان­های اویتس است. اویتس از عشق سخن می­گوید و از عشق و نفرت و از فجایع کوچکی که معمولاً به چشم نمی­آیند.
اویتس بسیار پرکار است، تا آن حد که منتقدان آمریکایی به دشواری می­توانند کلیت آثار او را بررسی کنند. او نویسنده­ای­ست بسیار توانا و لحظات بسیار زیبا و فوق­العاده زنانه در زندگی روزانه­ی آمریکایی کشف می­کند. داستان­ها و رمان­های او مملو از این لحظات است. اما با این حال متأسفانه بسیاری از مضامین از جمله مشکلات عاطفی زانیه، زنای با محارم، برخی تابوشکنی­ها مانند رابطه­ی عاشقانه یک زن با همکار متأهلش در آثار او مدام تکرار می­شوند و هر بار به یک ماجرای دراماتیک ختم می­شوند. تکرار این مضامین در کلیت آثار اویتس زخمی­ست بر جهان داستان­های او. شخصیت­های داستان­های اویتس از یکسو از تنهایی رنج می­برند و از سوی دیگر همین که از تنهایی درآمدند، به جستجوی خلوت­شان همسر و معشوق و دوست و آشنا را از خودشان می­رنجانند. اویتس اعتقاد دارد که عشق و ازخودگذشتگی از یک مقوله است. او معتقد است که در زمانه­ی ما عشق از خواهش تن فراتر نمی­رود. بنابر این نمی­تواند تحقق پیدا کند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 11:7  توسط محمود موحدان  | 

                                            

 كلي كليهر دختر خوب و بيست و شش ساله ي آرمان گرايي است كه در جشن چهارم جولاي به سناتوري برمي خورد و از جان و دل شيفته ي مرد مسن و قهرمان مي شود.
كلي مظهر روياهاي رمانتيك و شكننده ي زنان سرزنده و دليري است كه جذب قدرت مردان حكومتگر مي شوند.
آن دو در اتومبيل فاجعه باري پيش مي روند كه هر لحظه آرزو مي كنيم به مقصد نرسد!
مقصد، جشني است كه رنگ كابوسي فراواقعي به خود گرفته است.
«سیاهاب» داستان سقوط اتومبیل کرایه‌ای سناتور جفرسون به تالاب است. سناتورِ مست در حالی‌که با معشوقه‌اش، کلی کلیهر به سمت لنگرگاه «بوت بْی» می‌راند، تعادلش را از دست می‌دهد و ماشین به تالاب سقوط می‌کند. سناتور که سیاستمدار با نفوذ حزب دموکرات است همراه با کلیْ کلیهر که تقریبا همسن بچه‌های اوست در میهمانی عصر چهارم جولای (سال‌روز استقلال آمریکا) شرکت می‌کند. اما آقای سناتور خوشگذرانی‌هایش را محدود به حضور در مهمانی نمی‌کند و تصمیم می‌گیرد با کلی به لنج سواری برود و حادثه‌ای که برایشان اتفاق می‌افتد، باعث مرگ کلی می‌شود.
در طول رمان متوجه می‌شویم که کلی، دختری است که «در دانشگاه براون با درجه‌ی عالی در مطالعات آمریکایی به اخذ لیسانس نایل شده و رساله‌ی نود صفحه‌ای خود را در مقام دانشجوی ممتاز درباره‌ی سناتور نوشته بود.»
رمان «سیاهاب» داستان فرو رفتن یک سیاستمدار برجسته‌ی آمریکایی در گنداب زندگی سیاسی در آمریکاست. او مثل هر سیاستمدار «خوبی» سعی می‌کند از آرمان‌ها حرف بزند و به هوادارانش امید بدهد. اما پشت شعارهای خوب و ماسکی که سناتور به عنوان یک سیاستمدار به چهره زده، بی‌اعتقادی به این شعارها موج می‌زند.
در فصل سی و یکم وقتی کِلی پیشنهادات سناتور درباره‌ی تسهیلات پزشکی، پشتیبانی از هنرها و... را با صدای بلند می‌گوید و سناتور با شور و اشتیاق گوش می‌دهد، کِلی یاد جمله‌ای از شارل دوگل می‌افتد: «چون سیاستمدار هرگز به حرف‌های خودش عقیده ندارد، تعجب می‌کند که کسی آن‌ها را باور کند.»
کرول اوتس برای نشان دادن واقعیت‌های سیاست آمریکایی، وارد عرصه‌ی سیاست نمی‌شود. او تنها چند پرده از زندگی غیر سیاسی یک سیاستمدار را به تصویر می‌کشد. تصویری که اگر کاملاً برخلاف نقاب اخلاق سیاسی‌ای که سناتور به چهره زده نباشد، فاصله‌ی خیلی زیادی با آن ندارد.
او سیاستمداری است که می‌کوشد با دور اندیشی، تمام وجوه زندگی‌اش را با اصولی منطبق کند که شروط ابتدایی برای جلب نظر مردم و تضمین آینده‌ی سیاسی‌اش است. پس وقتی موفق می‌شود خود را از تالاب نجات دهد به فکر نجات کِلی نیست بلکه می‌خواهد از مهلکه فرار کند تا کسی او را با لباس خیس و گل آلود نبیند. او واقعه را کاملا برعکس روایت می‌کند جوری که حتا پیش دوست نزدیکش وجهه‌اش را حفظ کند: «دختره مست بود و یکهو هوایی شد، فرمان را گرفت و اتومبیل از جاده منحرف شد...»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 11:15  توسط محمود موحدان  | 

 در حالي كه آخرين كتاب «جويس كرول اوتس»، بانوي نويسنده آمريكايي نگاه‌ها را به خود معطوف كرده، كتاب ديگري از او در راه است.\
به نقل از ديلي تلگراف، آخرين كتاب نويسنده برجسته آمريكايي، "جويس كرول اوتس" با عنوان «شب‌هاي وحشي؛ داستان‌هايي درباره آخرين روزهاي پو، ديكنسون، تواين، جيمز و همينگوي» كه اوايل همين ماه منتشر شد با توجه مخاطبان و منتقدان روبه‌رو شد.
 اين بانوي نويسنده در صد و دوازدهمين اثر خود آخرين روزهاي زندگي پنج نويسنده برجسته آمريكايي را به تصوير مي‌كشد. اين شخصيت‌ها كه هر يك نقاط اسرارآميز و منحصر به‌فردي در زندگي‌شان داشته‌اند از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين نويسندگان قرن نوزده و بيست آمريكا و جهان بوده‌اند و همواره هاله‌اي از ابهام در اطراف زندگي‌شان وجود داشته ‌است.
كتاب ديگر جويس كرول اوتس كه در ژوئن امسال منتشر مي‌شود، «خواهرم، عشقم: داستان صميمانه اسكيلر راسپيك» ‌نام دارد و نويسنده براي نگارش آن از يك ماجراي واقعي در آمريكا الهام گرفته ‌است.
اين نويسنده نامدار كه «جان آپدايك» او را «برجسته‌ترين بانوي نويسنده» ناميده و «دريدا» از او با عنوان «از چهره‌هاي اصلي صنعت منفرد زنانه» ياد كرده، از توزيع كنندگان و ناشران فعال كتاب از شروع كارش در سال 1963 بوده‌ است. او در 45 سال گذشته بيش از 700 داستان كوتاه، ‌تعداد بسياري رمان، چندين جلد مقاله، شعر و نمايشنامه و حتي چند كتاب كودك نوشته ‌است.
اوتس كه همواره مورد توجه منتقدان بوده جوايزي چون جايزه ملي كتاب آمريكا را براي «آنها» ‌و نامزدي جايزه منتقدان كتاب ملي و پوليتزر را براي «آب تيره»‌، نامزدي جايزه پن فاكنر را براي «آنچه برايش زنده‌ام»‌ و 2 بار نامزدي جايزه منتقدان كتاب ملي آمريكا در سال 2007 را براي «دختر گوركن» و «خاطرات جويس كرول اوتس»‌ به دست آورده و 3 بار نامزد دريافت جايزه نوبل بوده‌ است.
از ديگر افتخارات متعدد اين بانوي نويسنده مي‌توان به دريافت جايزه زنان سال2004 براي يك عمر فعاليت در هنرهاي ادبي، جايزه «قلم مالامود» براي جذابيت داستان‌هاي كوتاهش و جايزه «گوگنهايم» و «اوهنري» را براي داستان‌هاي كوتاه اشاره كرد.
جويس كرول اوتس كه از سال 1978 يكي از اعضاي موسسه هنرها و نوشتن در آمريكاست، بر كرسي استادي دانشگاه پرينستون تكيه زده و قرار است در كنفرانس سالانه نويسندگان زن ايالت كنتاكي در روز 12 سپتامبر به همراه بنديكت نويسنده داستان‌هاي كوتاه كه اخيرا رمان نيز نوشته،  داستان‌خواني كند. 

*
 اثر دیگری از جویس کرول‌اوتس ترجمه شد

رمان «ما خانواده مل‌ورنر بودیم» اثری از جویس کرول‌اوتس، نویسنده امریکایی به فارسی ترجمه شد.\
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ترجمه رویا بشنام از رمان «ما خانواده مل‌ورنر بودیم» به پایان رسید. این کتاب پس از طی مراحل اداری انتشار توسط موسسه نشر فیروزه راهی کتاب‌فروشی‌ها می‌شود.
«ما خانواده مل‌ورنر بودیم» در سال ۱۹۹۶ توسط کرول‌اوتس با عنوان اصلی « We Were the Mulvaneys » نوشته شده است. وی در این کتاب ماجرای خانواده متمولی را در سال‌های پایانی قرن بیستم نقل می‌کند. از این رمان در سال ۲۰۰۲ میلادی یک فیلم تلویزیونی پرمخاطب تهیه شده است.
کرول‌اوتس تاکنون بیش از ۷۰۰ داستان كوتاه، ‌تعدادی رمان، چندين جلد مقاله، شعر و نمايشنامه و چند كتاب كودك نوشته ‌است. وی افتخارات ادبی فراوانی در کارنامه خود ثبت کرده که از جمله آن می‌توان به بیش از ۱۱ جایزه ادبی و تعدادی نامزدی برای جوایز معتبری چون جایزه ادبی پولیتزر اشاره کرد.
همچنین گفته می‌شود که این نویسنده چند بار برای دریافت نوبل ادبیات نامزد بوده است.
تاکنون آثاری چون «آبشار»، «عروس بیوه»، «وقتشه با من زندگی کنی» و «تون کلاستر» از این نویسنده به فارسی ترجمه و در ایران به چاپ رسیده‌اند.

ترجمه: رويا ديانت
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) ‌
http://www.ibna.ir/vdcfxjd0.w6dxxagiiw.html

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 11:6  توسط محمود موحدان  | 

   جویس كارول اوتس را اگر با كلیشه نویسندگان در تصور عوام یعنی آدمی تندمزاج، خشك، الكلی و عصبانی، مقایسه كنی، اصلا نویسنده‌منش نیست. اوتس بیش از 50 داستان نوشته و منتقدی خستگی‌ناپذیر است. مولف مقالات، نمایشنامه‌ها و مجموعه خاطرات بسیار است و تحت دو اسم مستعار، تریلر‌های روان‌شناسی هم می‌نویسد. اوتس نه تنها شباهتی به این كلیشه‌ها ندارد، بلكه از آنها بیزار هم هست. وی اصطلاح «پاتوگرافی» فروید را رندانه علیه بیوگرافی نویسنده‌هایی به كار می‌گیرد كه كاری جز عیاشی‌های بی‌فایده نمی‌كنند. اما همین كم‌كاری و تنبلی روشنفكری موضوع مجموعه داستان تازه‌اش؛ «شب‌های وحشی» هم هست كه عنوانش را از شعر امیلی دیكینسون وام گرفته است. این چند داستان‌ به تصویر تخیلی و خلاقانه روزها (یا شب‌ها)ی آخر زندگی دیكینسون و چهار نویسنده دیگر، یعنی ادگار آلن پو، مارك توآین، هنری جیمز و ارنست همینگوی می‌پردازند. كتاب متمایزی است، پاتوگرافی خلاقیت و كهولت و رابطه پیچیده و اضطرب‌‌آورِ این دو است. همینگوی‌ِ اوتس در روز مرگش می‌گوید «صبح‌هایی كه آدم كار كردنش نمیاد صبح‌های طولانی‌ای می‌شن.» در داستان «پدربزرگ كلمنس و كوسه‌ماهی، 1906» به مارك توآین 70 ساله‌ای برمی‌خوریم كه از اینكه مدام به فراخور بی‌شمار «خانم‌های خوش‌لباس» نقش عوض كند، خسته شده است. توآین بی‌حوصله می‌ترسد هیچ‌وقت نتواند شاهكار ادبی ننوشته‌اش را تمام كند، در عوض خودش را با تملق‌گویی دخترمدرسه‌ای‌ها دلمشغول می‌كند كه دختر ناكامش «سوزی» را به یادش می‌آورند. آنها را با خود به كلوپ آكواریوم می‌برد كه خودش تنها بزرگسال در آنجاست و دخترها را كوسه‌ماهی‌های خود می‌خواند، به آنها سنجاق‌های لعابی میناكار هدیه می‌دهد و محترمانه به هتل پلازا می‌برد، برایشان بلیط «دریاچه قو» می‌خرد و نامه‌های بی‌‌شمار شهوتی رد و بدل می‌كنند. در عوض دخترها نشاط روزهای نوشتنش را به او برمی‌گردانند، یا حداقل خودش این‌طور فكر می‌كند. او فریاد می‌زند «هیچ‌كس نمی‌فهمه یه نویسنده، یه نویسنده محبوب پرفروش چطور باید كار كنه.» اما وقتی پدربزرگ كلمنس می‌فهمد كه آخرین كوسه‌ماهی دست‌آموزش دختر بالغ و رسیده 16 ساله‌ای است، دیگر جواب نامه‌های روزافزون سوزناكش را نمی‌دهد. دختر دچار كم اشتهایی است و به خودش گرسنگی می‌دهد تا كوچك‌تر به نظر برسد و استخوان‌های مچ دستش از شدت سوء تغذیه هر روز بیشتر شبیه گنجشككی می‌شوند. اما اشتباه نكنید، «شب‌های وحشی» مجموعه‌ داستان‌های اخلاقی درباره حوائج بشری هم هست. هنری جیمزِ ساخته و پرداخته اوتس در داستان «استاد در بیمارستان سنت بارتُلمی. 1916-1914» هم میان جوان‌ها و زخمی‌ها دنبال منبع الهام خودش می‌گردد، البته به شیوه‌ای سالم‌تر از توآین. اوتس جیمز را به بدجنسی تمام این طور توصیف می‌كند «جنتلمن گوشتالوی 71ساله‌ای كه خودش را با احتیاطی وسواسی حمل می‌كند»، «مثل هامپتی دامپتی كه نگران است یكهو چیزی ازش در برود»، جیمز داوطلبی غیرنظامی در لندن است كه از سربازان معلولی كه تازه از جبهه جنگ برگشته‌اند پرستاری می‌كند.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 11:2  توسط محمود موحدان  | 

                                                                                   

  به يک دليل اين اتفاق افتاده است. هرچند هيچ کس به طور دقيق نمي داند چگونه و چرا دوباره اين حادثه خشونت بار رخ داده است. در اثر آتش سوزي هاي عمدي، شهرها و روستاهاي زيادي ويران و در برخي نقاط بيماري هايي مانند طاعون و وبا همه گير شده است. مدير کارخانه شهر شپيگيولين بي شرمانه سر کارگران را کلاه مي گذارد، شرايط کاري خيلي نامناسب است. در اين ميان سروکله شب نامه هايي پيدا مي شود که سعي در برانداختن نظام فعلي حاکم بر کارخانه نيمه تعطيل دارد؛ کارخانه يي که عوايدش، به جيب فرماندار که درگير ماجراهايي پنهاني است ريخته مي شود (از عمال او به «استهزاگران» يا «عذاب گران» تعبير مي شود). کليساي تاريخي «ولادت بانوي ما» به چپاول رفته و در جايگاه تنديس مريم مقدس که شيشه هاي آن شکسته، موش زنده يي آويزان شده است. فيدکا مجرم فراري و برده سابق که سال ها پيش به جاي قرض هايي که اربابش در پي قمار بالا آورد به ارتش فروخته شد اينک در دهات پرسه مي زند و جرائمي مرتکب مي شود- از دزدي گرفته تا ايجاد حريق و حتي قتل و جنايت و به نظر مي رسد پليس نيز از دستگير کردن او ناتوان است. کم کم «شخصيت هاي ناآشنا» نيز در صحنه حضور مي يابند؛ دسته گل هاي به آب داده شده يي که معلوم نيست از کجا مي آيد تا بلاي جامعه شود. تعداد شياطين يکباره زياد مي شود. زنان گرايش زيادي به فمينيسم پيدا مي کنند. ژنرال هاي ارتش جامه وکالت مي پوشند، دانشجويان علوم مذهبي گستاخانه سخن مي گويند و شعرا به کسوت رعايا فرو مي روند.

«شياطين» که درهم ريخته و خشونت بارترين رمان داستايوفسکي و البته موفق ترين اثر «تراژيک» او محسوب مي شود در سال 1871 اندکي پس از اثر«ابله» و چند سال بعد از کتاب «جنايت و مکافات»به صورت مجموعه يي به بازار آمد. در همه رمان هاي برجسته داستايوفسکي، روابط خانوادگي به تصوير کشيده مي شوند، همچون شخصيت هاي اپرايي عجيبي که نسبت قوم و خويشي شان آشکار است. هرج و مرج اهريمني داستان «شياطين» شايد از «بلايي» سرچشمه گرفته باشد که راسکلنيکف (قهرمان داستان جنايت و مکافات) در زندان سيبري به خواب ديد؛ آسيا دچار بلايي نو مي شد و به جز عده يي اندک همه انسان ها به شياطين مي پيوستند. هرکس با فکر مقصر بودن ديگري براي اين مصيبت اقدام به قتل وي مي کرد. در اين ميان تنها عده يي خاص از اين فاجعه جان سالم به در مي بردند؛ افرادي منزه که بايد نسلي نو و نژادي پاک به وجود مي آوردند و زمين را از بدي پاک مي کردند. با اين همه هيچ کس اين مردان را نديده و صدايشان را نشنيده بود.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:45  توسط محمود موحدان  | 

جويس کرال اوتس     جويس کرال اوتس از نويسندگان مطرح معاصر امريکايي است. نويسنده يي که از سوي «جان آپدايک» بانوي فرهيخته ادبيات لقب گرفته است. از او تاکنون بيش از چهل رمان و مجموعه داستان منتشر شده است. امسال دو کتاب از اين نويسنده نام آشناي امريکايي به فارسي ترجمه شده که يکي رمان «سياهاب» است با ترجمه «مهدي غبرائي» و ديگري رمان «عروس بيوه» با ترجمه رويا بشنام. اوتس متولد 1938 است و تاکنون سه بار نامزد جايزه پوليتزر بوده و در 1970 جايزه کتاب سال امريکا را از آن خود کرده است.

- اولين باري که به کار آينده تان (نويسندگي) فکر کرديد چه زماني بود؟
من نوشتن را زماني که سن چنداني نداشتم شروع کردم. حتي قبل از اينکه بتوانم بنويسم، از دست خط بزرگترها تقليد مي کردم. بعد کم کم شروع به نوشتن کردم و اين هم زماني بود که هنوز آموزش نديده بودم و نمي توانستم خودم بنويسم بلکه همان حالت تقليد از دست خط را داشت. اما در مورد نويسنده شدن فکري نداشتم. فکر مي کنم مثل خيلي بچه هاي ديگر در آن زمان تنها در جست وجوي آفرينش خلاقيت بودم مثل طراحي و نقاشي. آوازهاي کوتاهي مي ساختم و مي خواندم و کارهاي ديگر مي کردم. نوشتن به مثابه چيزي بود که رخ داد و سبب شد با آن بمانم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:14  توسط محمود موحدان  | 

وقتشه با من زندگي كني  مجموعه داستان وقتشه با من زندگي كني /جويس كرول اوتس /ترجمه مهري شرفي
جويس كرول اوتس نويسنده‌ي 69 ساله‌ي امريكائي، بالغ بر 110 كتاب شعر، مجموعه داستان كوتاه، رمان و مجموعه مقاله‌ي منتشر شده دارد. تنها كتابي كه از اين مولف پركار وارد بازار كتاب ايران شده، مجموعه داستان وقتشه با من زندگي كني است كه “مهري شرفي” آن‌را ترجمه كرده و در سال 1380 توسط نشر مركز در 2400 نسخه‌ي نامي، به‌چاپ رسيد. البته سايت كتاب، خبر از انتشار رمان “آبشار” توسط نشر مرواريد با ترحمه‌ي رويا بشنام داده‌بود كه عنوان فارسي With Shuddering Fall ، اولين رمان نويسنده است كه در سال 1964 در امريكا به چاپ رسيده‌بود. كتاب “وقتشه كه با من زندگي كني” به همراه “خانواده‌ي مالويني” و “سياهاب” در فهرست ترجمه‌شده‌هاي مهدي غبرائي از جويس كرول اوتس جاي گرفته‌اند. “حميد يزدان‌پناه” در مصاحبه‌اي با ايران‌بين گفته‌بود كه آخرين رمان اوتس با نام “جانوران” را ترجمه كرده‌است ولي نه خبري از اين رمان‌ها و نه اثري از تجديد چاپ همان مجموعه داستان شش سال قبل “وقتشه با من زندگي كني” در كتاب‌فروشي‌ها نيست.
با اين اوصاف، عدم آشنائي‌مان با ادبيات معاصر امريكا غريب نيست، چراكه تنها يك كتاب از اوتس به زبان فارسي داريم؛ كسي كه معتبرترين جوايز ادبي امريكا از قبيل اورنج، برام استوكر، پن، رئا، شيكاگو تريبون، روزنتال و جايزه‌ي ملي كتاب امريكا را دريافت كرده‌ و بارها نامزد جوايز نوبل و پوليتزر شده‌است، نويسنده‌اي پركار و جدي كه از مشخصه‌هاي ادبيات امريكا به‌شمار مي‌رود.
مجموعه‌ي”وقتشه با من زندگي كني” ويژگي‌هائي از ذهنيت و نوشتار خاص جويس كرول اوتس را نشان مي‌دهد تا مخاطب جدي ايراني را به خاندن ادامه‌ي آثار مولف ترغيب كند ولي متاسفانه چنين امكاني وجود ندارد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:38  توسط محمود موحدان  | 

    «در زماني نامعلوم، ناشناخته، يك نفر كه خودش را به آبشار «نعل اسبي» انداخت، حدود ساعت 16:15 صبح جلوي چشم نگهبان پل معلق «گوت آيلند» ظاهر شد».
اين جمله، آغازگر كتابي است به نام «عروس بيوه». نه! نام كتاب گولتان نزند. قرار نيست با داستاني به سبك فيلم‌هاي فارسي روبرو باشيد. اين كتاب ارزش مطالعه را دارد. نه به‌خاطر اينكه برنده جايزه بهترين رمان خارجي سال 86 است و نه به‌خاطر نام نويسنده‌اش؛ «جويس كرول اوتس»، بلكه چون يك داستان روان‌شناختي است با لايه‌هاي بي‌شماري از ترس و شخصيت‌هايي كه ترس را با تمام وجودشان احساس مي‌كنند.
«اريا»، شخصيت اصلي كتاب، زماني كه روز پس از ازدواجش از خواب برمي‌خيزد، مطمئن است كه شوهرش براي هميشه او را ترك كرده. او با ترس دست به گريبان است. ترس از دست دادن، ترس ترك‌شدن اما هيچ‌كدام از اين ترس‌ها واقعي نيست، بلكه ترسي است بيمارگونه و «اريا» بيماري است با مرض نگراني.
«جويس كرول اوتس» به‌خوبي با اين عنصر داستان را پيش مي‌برد. او نويسنده‌اي است كه به‌خوبي نگراني‌هاي يك زن را در كتابش نمايش مي‌دهد. يكي از اين نگراني‌ها، ترس كنار گذاشتن او توسط همسر است. اين توهم هميشه با «اريا» است و راه‌حلي كه برمي‌گزيند بچه‌دارشدن است اما مشكل زن با اين اتفاق هم حل نمي‌شود. او موضوع تازه‌اي براي ترسيدن دارد؛ مبادا اين پسر، پسر همسر اولم باشد. همين موضوع، سبب‌ساز تولد فرزند دوم است.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:23  توسط محمود موحدان  | 

 جويس كرول اوتس نويسنده‌ي 69 ساله‌ي امريكائي، بالغ بر 110 كتاب شعر، مجموعه داستان كوتاه، رمان و مجموعه مقاله‌ي منتشر شده دارد. تنها كتابي كه از اين مولف پركار وارد بازار كتاب ايران شده، مجموعه داستان وقتشه با من زندگي كني است كه “مهري شرفي” آن‌را ترجمه كرده و در سال 1380 توسط نشر مركز در 2400 نسخه‌ي نامي، به‌چاپ رسيد. البته سايت كتاب، خبر از انتشار رمان “آبشار” توسط نشر مرواريد با ترحمه‌ي رويا بشنام داده‌بود كه عنوان فارسي With Shuddering Fall ، اولين رمان نويسنده است كه در سال 1964 در امريكا به چاپ رسيده‌بود. كتاب “وقتشه كه با من زندگي كني” به همراه “خانواده‌ي مالويني” و “سياهاب” در فهرست ترجمه‌شده‌هاي مهدي غبرائي از جويس كرول اوتس جاي گرفته‌اند. “حميد يزدان‌پناه” در مصاحبه‌اي با ايران‌بين گفته‌بود كه آخرين رمان اوتس با نام “جانوران” را ترجمه كرده‌است ولي نه خبري از اين رمان‌ها و نه اثري از تجديد چاپ همان مجموعه داستان شش سال قبل “وقتشه با من زندگي كني” در كتاب‌فروشي‌ها نيست.
با اين اوصاف، عدم آشنائي‌مان با ادبيات معاصر امريكا غريب نيست، چراكه تنها يك كتاب از اوتس به زبان فارسي داريم؛ كسي كه معتبرترين جوايز ادبي امريكا از قبيل اورنج، برام استوكر، پن، رئا، شيكاگو تريبون، روزنتال و جايزه‌ي ملي كتاب امريكا را دريافت كرده‌ و بارها نامزد جوايز نوبل و پوليتزر شده‌است، نويسنده‌اي پركار و جدي كه از مشخصه‌هاي ادبيات امريكا به‌شمار مي‌رود.
مجموعه‌ي”وقتشه با من زندگي كني” ويژگي‌هائي از ذهنيت و نوشتار خاص جويس كرول اوتس را نشان مي‌دهد تا مخاطب جدي ايراني را به خاندن ادامه‌ي آثار مولف ترغيب كند ولي متاسفانه چنين امكاني وجود ندارد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:21  توسط محمود موحدان  | 

 جويس كرول اوتس  نام بانوي ادبيات معاصر آمريكا در هفته‌اي كه گذشت يك بار ديگر در راس نامزدهاي يكي از معتبرترين جوايز ادبي يعني جايزه منتقدان كتاب آمريكا نشست؛ به همين دليل نگاهي داريم به زندگي و آثار جويس كرول اوتس كه در ايران كم‌تر شناخته شده و اين اواخر دو سه كتابي از او منتشر شده است.
 جويس كرول اوتس در آستانه 70 سالگي ديگر عادت كرده است تا به عنوان نامزد يك جايزه ادبي معرفي شود؛ درست همان طور كه چند روز پيش از سوي انجمن منتقدان آمريكا براي بهترين داستان و بهترين بيوگرافي خودنوشت نامزد شد. او سال هاست مجموعه كاملي از آثار ادبي را در كارنامه اش دارد كه تعداد آنها به بيش از 100 عنوان مي رسد؛ از ‌رمان و‌ داستان كوتاه گرفته تا شعر، نمايشنامه‌،‌ مقاله‌، نقد و... اگر گاه گداري به سايت "نيويوركر"، نشريه معتبر ادبي آمريكايي سري بزنيد حتما مي توانيد يكي از داستان هاي كوتاه جديدش را بيابيد.
اوتس در حوالي نيويورك بزرگ شده؛ در يك مزرعه كوچك و در ميان خانواده اي وابسته به زمين. درست مثل شخصيت هاي تيپيك فيلم هاي آمريكايي. به همين دليل هم او با زمين انس گرفته و به سكوت و تنهايي عادت دارد. وقتي او به دنيا آمد آمريكا دوران ركود اقتصادي بزرگ سال 20 را پشت سر گذاشته بود و زندگي داشت به روال طبيعي خود باز مي‌گشت. او مي گويد: به همين دليل هم مردم آرامش را درك مي كردند و زندگي در وجود آنها ريشه داشت و زندگي شان بسيار ساده و راحت مي گذشت. زندگي خودش هم همين طوري است؛ ساده، بي غل و غش و به دور از هياهو و سر و صدا. با اين حال او سالي يك بار و آن هم هنگام اهداي جايزه نوبل با موج آدم هايي روبه‌رو مي شود كه مي خواهند بدانند از اينكه ممكن است امسال برنده جايزه نوبل شود چه احساسي دارد؛ اما خانم اوتس  اوتس خيلي منتظر نوبل نيست، چون آن را يك جايزه سياسي مي داند كه تا زمان روبه راه نشدن اوضاع عراق و خروج آمريكا از اين كشور امكان ندارد به يك نويسنده آمريكايي تعلق بگيرد  خيلي منتظر نوبل نيست، چون آن را يك جايزه سياسي مي داند كه تا زمان روبه راه نشدن اوضاع عراق و خروج آمريكا از اين كشور امكان ندارد به يك نويسنده آمريكايي تعلق بگيرد.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:10  توسط محمود موحدان  | 

 

  اوضاع همين طور بود، يا خواهد شد.
در دوردست انگار از افق مي آمد، زمين كه مي چرخيد تا سحر شود، انگار چكش مي كوبيدند. خيال مي كني توي ساختماني است، خيلي دور، ساختماني كه غريبه ها پر شده اند توي آن . بعد نزديك تر مي شود، محله به محله، خيابان به خيابان . آن پايين توي خيابان، دوازده طبقه زير پنجره ات صداي آژير مي آيد. در اصل دو آژير. صداها به هم مي پيچيد، به شتاب در جهت مخالف: شمال جنوب. آشقته بازاري آشناست. آژير آتش نشاني است ؟ آتش توي ساختمان ما؟
صداي كوبش، كوبش مشت، بلندتر مي شود و شدت آن زيادتر مي شود. حالا ديگر جاي شك نمي ماند: عن قريب است كه دستگيره در را از جا بكنند : جلوي در آپارتمان توهستند . صداها مردانه. گام ها سنگين، چكمه پوش. صدايي آمرانه وحشت را به جانت مي ريزد


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:8  توسط محمود موحدان  | 

  جویس کرول اوتس در سال 1938 در شمال نیویورک به دنیا آمد . هنگامی که در دانشگاه سیراکوز تحصیل می‌کرد جایزه داستان نویسی دوشیزگان را از آن خود کرد . وی دانشنامه فوق لیسانس خود را در رشته ادبیات با درجه ممتاز از دانشگاه ویسکانسین اخذ کرد و در سال 1968 تدریس در دانشگاه وینسدور را آغاز نمود .اوتس در سال 1976 برای تدریس رشته ادبیات خلاقه در دانشگاه پرینستون راهی نیوجرسی شد و در همان جا به عنوان استاد ممتاز در علوم انسانی معرفی گردید. جویس کرول اوتس از برجسته ترین چهره‌های ادبیات معاصر امریکاست و گذشته از شهرتی که در نوشتن داستان‌های کوتاه دارد ، شاعر ، رمان نویس و منتقد نیز هست و در عرصه‌های گوناگون ادبی موفقیت‌های زیادی را از آن خود کرده است . سبک منحصربفرد وی در نمایش تلخی ، خشونت و عدم اطمینان شهرت خاصی دارد . اغلب داستان‌های او نوآورانه و تقلید ناپذیرند و در آنها غافلگیری به عنوان عنصری غالب حکمروایی می‌کند‌. اوتس برنده‌ی برخی از مهمترین جایزه‌های ادبی آمریکا از جمله جایزه جهان داستانهای فانتزی با مجموعه قصه‌های گروتسک (1995) ، جایزه قلم / فاکنر برای رمان نیمه بلند " برای چی دوستت داشتم "(1995) ، برنده جایزه برام استوکر برای رمان کوتاه " ترسیده" (2001) و جایزه orange برای بهترین رمان نیمه بلند در سال 2005 با کتاب آبشارها . اگرچه اوتس به عنوان نویسنده ای جدی در جهان ادبیات شناخته شده است اما رمان هایش طیف وسیعی از خوانندگان را در بر می‌گیرند‌. از این نویسنده در ایران مجموعه داستانی با عنوان وقتشه با من زندگی کنی منتشر شده است . مترجم این کتاب مهری شرفی است


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:4  توسط محمود موحدان  | 

جویس کرول اوتس     " سياهاب" نوشته جويس كرول اوتس با ترجمه مهدي غبرايي به بازار كتاب آمد. به گزارش مهر، "سياهاب" بر پايه حادثه تاريخي مشهوري بنا شده كه در چهارم جولاي اتفاق مي افتد. داستان در 31 فصل اپيزوديك و با رفت و برگشت هاي ذهني "كلي كليهر" ادامه پيدا مي كند و به سياهاب حادثه اي كه اتفاق افتاده بازمي گردد. <كلي كليهر> دختر 26 ساله آرمانگرايي است كه در جشن چهارم جولاي به سناتوري برمي خورد و از جان و دل شيفته اين مرد مسن مي شود. كلي، مظهر روياهاي رمانتيك و شكننده زنان سرزنده و دليري است كه جذب قدرت مردان حكومتگر مي شوند. آن دو در اتومبيل فاجعه باري پيش مي روند كه مخاطب هر لحظه آرزو مي كند به مقصد نرسند ! چشمگيرترين شگرد، سبك به كاربردن پرش ناگهاني و متعدد در سطوح مختلف روايي است كه گاه يك فصل را به صحنه واحدي اختصاص مي دهد. اين رفت و برگشت هاي ذهني، سرنخ هاي خوبي از "كلي كليهر" شخصيت داستان به دست مي دهد كه به زندگي گذشته او بازمي گردد. يكي از بن مايه هاي مكرر، احساس دلتنگي كلي از مردن در كنار كسي است كه او را نمي شناسد.
از اوتس، نویسنده ۶۹ ساله، تاکنون آثاری چون «وقتشه با من زندگی کنی»، «عروس بیوه»، «آبشار»، «تون کلاستر» و «دیوار ما» به چاپ رسیده‌اند.
نشر افق رمان ۱۵۷ صفحه‌ای «سیاهاب» را در شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و با قیمت ۲۲۰۰ تومان به بازار کتاب ایران عرضه می‌کند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:56  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا