كتابدوست
 
 
درباره كتاب و كتابخواني
 

نگاهی به زنده گی وآثار نویسنده ی شهیر ترک اورهان پاموک
شیطان ترین نویسنده
اورهان پاموک یکی ازچهره های بسیارشناخته شده ی ادبیات معاصرترکیه و مشهورترین داستان نویس این کشور درعصرحاضر می باشد. وی با نگارش اثر معروف خود « اسم من سرخ است» صفحه ای تازه درتاریخ ادبیات ترکیه و به ویژه درتاریخ کتاب خوانی این کشورگشود. کتاب مزبور با چاپ دهها باره ی خود در تیراژ یک و نیم میلیون نسخه به فروش رسید و موحب صعود و اوج گرفتن بی سابقه یرکوردکتاب خوانی درترکیه گشت.
اورهان پاموک درسال 1952درمحله ی« نیشان تاش» شهراستانبول دریک خانواده ی متمول و ثروتمند به دنیا آمد.
در واقع سوژه ی اصلی و دستمایه ی یکی از آثار او به نام« جودت بیگ و پسرانش » حول و حوش زنده گی این خانوا ده و ماجراهای رخ داده درآن دور میزند. پاموک مدت 3سال در رشته ی« معماری» دانشگاه فنی استانبول به تحصیل پرداخت. وی درسال1976ازبخش مربوط به خبرگزاری انستیتوی دانشگاه استانبول فارغ التحصیل شد. باید خاطرنشان نمودکه دوسال پیش ازان یعنی درسال 1974 دست یه کارنویسنده گی شد،آنهم بطورمداوم و همه وقت. بهترین آثار او عبارتنداز« اسم من سرخ است» « قلعه ی سفید» « کتاب سیاه» جودت بیگ وپسرانش» « رنگهایی دیگر» « خانه ی
خاموش» « حیات نوین» و «برف» آخرین اثاو که ازاستانبول وخاطرات او دراین شهر سخن میگوید.
کتاب اسم من سرخ است موفق شدیکی ازبزرگترین جوایزنقد ادبی جهان موسوم به mpak یاهمامن جایزه ی ادبی دوبلین را برای اوبه ارمغان بیاورد.همزمان نخستین اثراو به نام جودتب بیگ وپسرانش درسال 1983جایزه ی داستان نویسی« اورهان کمال» و« ملیت» را به خود اختصاص دادودرسال 1991 جایزه ی « کشف اروپا » رادرفرانسه به دست اورد
اورهان پاموک 3سال آزگاریعنی درفاصله ی سالهای بین 1985و1988 درنیویورک زنده گی کرد اورهان همه ی سالهای عمرش به غیر ازهمان 3سا ل رادرشهراستانبول وهمان کوچه پس کوچه هاوخیابانها سپری نمودوهم اینک نیزدردرهمان خانه ی واقع درمحله ی « نیشان تاش» زنده گی میکندـ خانه ای که درآن به دنیا آمده ـ.
درطول زنده گی اورهان پاموک مگربه ندرت اتفاق افتاده باشد که درکارنویسنده گی اووقفه ای روی دهد ،درواقع اوسی سال آزگاراست که به کار داستان نویسی مشغول میباشد. اورهان درطی این سی سال به کاری جزنوشتن دست نیازیده، واین جریان تا حدودی برمیگرددبه موقعیت اقتصادی خانواده گی اوکه معضل چند انی را درطول حیات اش برای اورقم نزده است.
شیطان یک اسم خاص است. مهم نیست که چه پیامدهایی به دنبال دارد وبرطبق کدامین منطق وموضعی با آن مواجه می گردیم که ازآن صحبت به میان می آید نخستین امری که به ذهن تداعی میگردد چیست ؟! شیطان یک شخصیت اساطیری نیرومند است ودرواقع خود گونه ای وهم است وبازتابی ازخواسته ها،آ رزوها، امیال ودلمشغولی های ما.پدیده ای که هرگزجرات آن را درخودنیافته ایم ازظهورو پیدایش ان پیش گیری نماییم. شیطان یک مواجهه است، یک رویارویی غیرمنتظره ویک عادت به خروش درآمده .
اورهان پاموک نویسسنده ایست شیطان ویک رودررویی غیرقابل انتظار دریک متن جدید. درست عین خوداوکه درمحله ی نیشان تاش شهراستا نبول درخانواده ای دارای ثروت وشوکت ومکنت ازمادرزاده شدو به خاطردقت وتیزبینی خاص اودر نگرش به سوژه، ،سرگذشت ورویداد های متعلق به او آثارش هم ازهمان سوژه ها وژانرهای متنوع وگونه گون جذاب وگیرا تاثیرمی پذیرند.به همان اندازه که خوداو، درگیریها وچالشهای موجود مابین شرق وغرب را حس میکندو همان اندازه که پایگاه وجایگاه زنده گی وبه عبارتی شرایط جغرافیایی استانبول وتنوع فرهنگی این شهر برآن مستولی گشته ، نوشته هایش نیز به طرزی بسیارجالب توجه وچشمگیر این عناصر را درخود نهفته اند.
اورهان پاموک نویسنده ایست که اززیستگاه ما سخن میراند. او نویسنده ی خیابان،کوچه ، سینماوهمه ی سوراخ سنبه ها
و زوایای شهرماست. ازهمین روست که به محض خواندن داستا نهایش ، حضوربیدریغ اورا احساس می کنیم. حضوری چنان جدی وسنگین که اگرمعنی ومفهوم جمله یا عبارتی را درک نتوانیم،وبرآن باشیم که ازکنارآن به ساده گی گذرکنیم،
حضورخودرا می نمایاند وزیرتاثیرنگاه دقیق اش مجبوربه بازخوانی آن خواهیم شد. به همان میزان که حضوراو درآثارش جلوه گراست، صدچندان هم ، شخصیت ها وقهرمانانی که آفریده است ،بدین گونه اند.
وقتی به مطالعه ی کتاب اسم من سرخ است می آغازیم،با خیالی آ سوده وبا آرامش خاطر همراه یک مرده گام به جهانی تازه می نهیم. اورهان پا موک با نوشته هایش به ما می فهماند که می توان درخلق یک اثرادبی کارهای زیادی انجام داد. درداستان «اسم من سرخ است » ،مرده ای لب به سخن می گشاید ومیگوید ح« من حالا یک مرده ام وجسدی هستم که دراعماق یک گور به خاک سپرده شده است.» . ما به مثابه ی یک خواننده همراه این مرده می میریم وبه اتفاق سرگذشتها، ماجرا ها وحوادث روی داده دران دوبارا به زنده گی باز میگردیم ولحطه به لخطه وثانیه به ثانیه تمامیت مکانها وزوایای کوچه ای که پاموک خلق نموده، مرورمی کنیم وقادرهستیم درهرمکانی چیزی نو بیابیم که تا این زمان مشخص حضورآنها را حس نکرده ایم0000
هم چنانکه هرنویسنده ای ، زبان وسبک خاصی ذزکارنویسنده گی داردو محتوای هرنوشته وداستان اش دقیقاً پژواک
دیدگاهی است که نویسنده قصد داردآن را بازگونماید.« مکان» «زمان» نیزدرآ ثاراورهان پاموک به گونه ای پایه ریزی گشته، یعنی ساختارآثار او طوری است که انعکاس و بازتاب دقیق وظریف دیدگاه ونگرش او میباشد. درحقیقت من براین باورم که استانبولی که پاموک ازان سخن به میان می آورد،با استانبولی که پیش روی ماست دارای تفاوت های اسااسی می باشد. چرا که استانبول پاموک ،استانبولی است متعلق به خوداو.استانبولی که به واقع اورهان تاب تحمل دیدن اش رادارد ودرداستانهایش پرده هارا ازروی آن به کناری میزند وبرآنست که درونی ترین پرسشها وچراها را پیش
روی خواننده قراردهد.
اورهان پاموک دراغلب داستانهایش تلاش میورزد وقصد داردرابطه ی مابین شرق ورسوم وآداب، مطالبات ودغدغه های انسان شرقی را با جهان غرب وارد متن داستانهایش نماید. خاصه درکتاب اسم من سرخ است، این عناصر به مثابه ی رابطه ی شرق با رنسانس غرب سربرآورده است.
اورهان دربیشتر آثارخود سعی برآن دارد نسبت به آنچه که خواسته آ نرا مطرح سازد وموجبات دل مشغولی اورا فراهم نموده است، گوشه نگاهی پلیسی ارائه دهد ودر واقع نگرشی طنز گونه را با آن درآمیخته وبه یاری این دوعنصر،به شیوه ای مداوم ،اهمیتی خاص ودرخورتوجه به ریزه کاری های زنده گی روزمره ی شخصیتها ببخشد. نگاه همراه با رگه های طنز نویسنده، کوششی است درراستای به نقد کشیدن همه حوادث ودغدغه هایی که نویسنده رابه طریقی به خود مشغول داشته است.
شخصیت هایی که پاموک درآثارش آفریده،به یک معنی افرادی هستند که بخشهای مهمی ازچالشهای ترکیه معاصربا ان پیوندخورده وبا ان دست به گریبان می باشد. «شکوره» یک زن شوهردارودرهمان حال دارای شخصیتی است جالب توجه ودرعین حال کسی نیست که بتوان شخصیت اورا به
استهزا گرفت وراه وروش زنده گی اش را موردتمسخرقرارداد .اوزنی است مصمم که برای فرا چنگ آ وردن حق وحقوق خویش به مبارزه برمیخیزد.
( یکی ازشخصیتهای کتاب« اسم من سرخ است» . یک تاریخ نگار ،یک انقلابی وانسانی که میکوشد درمسیرمال اندوزی گام بردارد.(سه قهرمان اصلی داستان خانه ی خاموش)ونیزدهها شخصیت دیگری که ا ورهان پاموک دررمان هایش خلق کرده. این شخصیتها هریک به نوعی مجموعه ای هستند ازمعضلاتی که ترکیه معاصر امروزه گریبان گیرش گشته است.شایداگرقصدآن را داشته باشیم همه ی اثاراین نویسنده را موردارزیابی قراردهیم ،وشخصیتهایش را شناسایی کنیم،پیش ازیک موضع گیری روان شناسانه ،که رازهای نهفته ی شخصیتهارا آ شکارمی سازد، نیازمبرم به تحلیل وکنکاشی جامعه شناختی وتاریخی داریم تا بتوانیم به عرصه ای قدم بگذاریم که نویسنده ،ماجراها،فجایع واتفاقات رویداده درآ ن را روایت میکند.
اورهان پاموک فیلسوف نیست،سیاستمداروجامعه شناس هم نیست. بلکه اودرحقیقت داستان پردازی است توانا که اجازه نمیدهد هیچکدام ازعناصروپدیده
هایی که ازآنها سخن به میان اوردیم،خودرا ازچنگال تیزبین اووارهاند. بنا به گفته ی خوداو،هرگزبرآن نبوده است که داستان نویسی سیاسی باشد ورمان « برف » اولین وآخرین رمان سیاسی اوبه حساب می آید. با وجود همه ی اینها،دربیشترآثارش، اهمیت این جنبه ازرمانهایش راازنظردورنداشته وشاید با ریزبینی خاصی که به او دست داده، جامعه وشخصیتهایش را دراین عرصه هم موردارزیابی قرارداده وکارایی وتاثیرات عنصرسیاسی را درقهرمانا
داستانهایش به کنکاش کشیده ومورد تجزیه وتحلیل قرارداده است.
پاموک درآثارش با نگاه دقیق وموشکافانه ی خود « چخوف» بزرگ رادرذهن تداعی میکند. با نگرش روان کاوانه ا ش درخصوص شخصیتها بیدرنگ « داستا یوسکی » را به یاد می آ وریم.
اورهان پاموک نویسنده ایست کلاسیک ودرعین حال مدرنگرا وبی آنکه بخواهد تلاشی تصنعی ازخو د بروزدهد، این جوانب را بسیار به موقع وبه گونه ای مناسب درنوشته هایش جلوه گرمی سازد. اثاراورهان پاموک به اغلب زبانهای زنده ی دنیا ترجمه شده اند. پس ازانکه رمان « اسم من سرخ است» به زبان ژاپنی برگردانده شد،تعدادزبا نهای زنده ی جهان که آثا رپا موک به آنها ترجمه شد به مرزسی وچهار زبان رسید. همزمان آخرین داستان پاموک به نام برف از سوی مرکز کتاب نیویورک تایمز، درزمره ی ده کتاب برگزیده ی سال 2004جهان درامد. یکی ازافتخارات او این است که درسال1991سرگذشتی یک صفحه ای ازرمان کتاب سیاه سناریویی نوشته شد وفیلمی ازروی ان به نام سیمای پنهان سا خته شد.
پاموک اینک 54سال دارد وبدون تردید این دوره ی سنی فرصتی است بسیارمغتنم ، مناسب وبا حال برای نویسنده ای که بخواهد دراین موقعیت زمانی
آثارش را به نگارش دربیاورد وهمچنانکه درتاریخ ادبیات جهان احساس میشود، چنین پیداست که اورهان پاموک به این زودیها دست ازنوشتن باز نمی دارد وجا دارد که چشم براه آ ثارجدیدی ازاین نویسنده ی ترک باشیم ودریابیم دراین عصرودوران واین حال واوضاع که حکومت ترکیه فشاربراورا تشدید کرده،چه اثرتازه ای ارائه میدهد واین داستان را به کدامین سوی میبرد.
انورحسن پور ترجمه از کردی ـ حسن اشعری ـ نقده


روژهه لات
http://www.rojhelat.nu/files/farsi.php?id=1455

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 12:42  توسط محمود موحدان  | 
 
  بالا